توبه نامه یک بسیجی شهید + عکس
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، بسياري از ما ، اين فرمايش خداوند عالميان در سوره تحريم ، آيه 8 را شنيده و خوانده ايم كه :« یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ»
ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه ای خالص، امید است [با این کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.»
پيرامون اين آيه بحث ها و روايات تاريخي و كلامي زيادي وجود دارد كه براي اطلاع از آن ها مي توانيد به كتب تفسير و منابع فقهي مراجعه كنيد. در اين مجال كوتاه ، تنها يكي از كاربردي ترين روش هاي عمل به اين دستور الهي و نتيجه آن را به حضورتان تقديم مي كنيم. باشد كه در دل هاي سياه ما غرق شده گان در گرداب عادات سخيف انساني كارگر افتد:
جواد عنایتی ، يك بسيجي از اهالي كاشان ، در بهار سال 1363 هجري شمسي ، تصميم مي گيرد به فرمان الهي در سوره تحريم عمل كند و اين تصميم خود را اين گونه مكتوب مي كند:
اين جانب جواد عنايتي در روز يكشنبه ، تاريخ 9/2/63 در ساعت 5/5 بعد از ظهر توبه كردم و از اين تاريخ به بعد هرگز دنبال گناه نمي روم.
جناب جواد عنايتي ، حدود دو سال و نه ماه بعد ، به تاریخ ۲۱ دی ماه سال ۱۳۶۵ طي عملیات کربلای ۵ در شلمچه مزد خود را دريافت مي كند و بال در بال فرشتگان مي گشايد.
روحمان با يادش شاد


بسيجي شهيد جواد عنايتي
قصه شتری كه به حرم پناه آورد +سروده دكتر رسا درباره شتر پناهنده
شاید چندین مرتبه از زبان ریش سفیدان اطرافتان، قصه شتری را شنیده باشید
كه از دست سلاخان گریخت و به حرم امام هشتم علیه السلام پناه آورد و پای
پنجره فولاد گریست. حاج نصر الله حسین زاده صاحب همان شتر است كه اینك دربان كشیك پنجم آستان قدس رضوی میباشد. از آنجا كه ماجرای آن شتر پناهنده و چند و چون پس از آن به نظر ما جالب آمد، خاطرات ایشان را بیان میکنیم. حاج نصرالله اینطور آغاز میكند: از قهرمانان و پیش كسوتان ورزشی كشتی هستم كه شغل اصلیام دامپروری است . 26 سال بیش دوازده شتر را كه از كشور افغانستان به ایران آورده بودند، برای كشتارگاه خریداری كرده همان روز با چند تن دیگر شروع كردیم به علامت گذاری روی شترها اما وقتی به آخرین آنها كه بسیار فربه و چاق هم بود رسیدیم، به دلیل نا آرامی او موفق به گذاشتن علامت نشدیم . صبح روز بعد همین شتر را همراه با سه تای دیگر به كشتارگاه فرستادیم . آنجا دو تا را كشتند و دو تای دیگر از سلاخ خانه به طرف پنجره پایین خیابان گریختند. سر پنجره یكی از آنها به سمت خیابان نخریسی و دیگری به سوی حرم مطهر حركت كرد. حاج سید حسینی یكی از دربانان صحن عتیق میگفت: هنگامی كه شتر وارد حرم شد، با قدمهای آهسته گام برداشت. سه دور اطراف سقاخانه چرخید و بعد رفت و به آرامی جلوی پنجره فولاد زانو زد و پس از سر و صدای زیاد چنان اشك ریخت كه از یك شتر بعید مینمود . وقتی همان دربان، شالی سبز بر گردن شتر انداخت و به دنبال خود كشانید، شتر مانند آهویی رام شده با او همراه شد و مردم هم گروه گروه به دنبالش رفتند . از این قضیه كه آگاه شدم شتر را به حال خود رها كردم. دوازده روز گذشت تا این كه رئیس تشریفات آن زمان مرا احضار كرد و خواست بداند در مقابل شتر چه تقاضایی دارم . من هم به جای پول یا شتری دیگر، فقط درخواست حكم خدامی حرم مطهر را كردم . رئیس تشریفات هم تلفنی جریان را برای نایب التولیه بازگو كرد. او هم گفت: ساعت دوازده روز بعد به دفترش بروم . فردای آن روز راس همان ساعت نزد حسن زاهدی كه آن موقع استاندار بود، رفتم و او پس از سؤال و جواب درباره شغل و میزان ارادتم نسبت به ائمه، قول ارایه حكم خدامی را به من داد . یادم هست آنقدر از این قول او خوشحال شدم كه دیگر نفهمیدم پس، از آنچه گفت تشكر كردم و تقاضای خودم را نوشتم و به دفتردار دادم، او با خشونت گفت: چه كسی به تو اجازه داده چنین تقاضایی بنویسی؟ هنگامی كه جریان را به او گفتم تقاضایم را داخل كشوی میزش گذاشت و گفت روز بعد مراجعه كنم . فردای آن روز كه رفتم با تعجب دیدم برگه او را استاندار امضاء كرده است و نامم نیز در دفتر ثبت شده است . پس از ارایه مدارك به كارگزینی، گفتند: بروم و چهل روز دیگر مراجعه كنم . خدا میداند در این مدت در دلم چه گذشت . بالاخره پس از پایان چهل روز به اداره آستانه رفتم، آنجا مرا به ارباب ارجاع دادند . هنگامی كه سراغ وی رفتم گفتند: ارباب جلسه دارد. بنابراین مجبور شدم برگردم و داخل ماشین منتظر بمانم . برای گذراندن وقت، رادیو را روشن كردم . یك باره رادیو اعلام كرد به جای زاهدی، ولیان به استانداری منصوب شده است . همان موقع به شدت از اتفاقی كه در حال وقوع بود ناامید شدم . با خود تصور كردم حتما استاندار جدید تمام تصمیمات استاندار قدیم را لغو میكند و به هر حال كار را از دست رفته دیدم . خیلی ناراحت شدم و رفتم سر چهارراه نادری (چهارراه شهدا) ، رو به امام رضا علیه السلام ایستادم و گفتم: آقاجان این حكمی بود كه شما توسط شتر به من عنایت كردی. اما حالا دارد از دست میرود. خودت دوباره نظری كن تا درست شود. بعد به طرف میدان شهدا، كوچه حسین باشی كه مغازه داشتم حركت كردم . وقتی به مغازه رسیدم . كارگرمان نامهای سربسته به من داد . پرسیدم: این چیست؟ گفت: از آستانه آوردهاند . نامه را گرفتم ، به حرم رفتم و بسیار دعا كردم و سپاس گفتم . شش ماه از خدامی گذشت كه همان مامور آورنده نامه مرا دید و گفت: حاجی! قدر این حكم را بدان چون زمانی امضا شد كه زاهدی دفتر كارش را ترك كرد تا به تهران برود . حتی رفت و به قصد فرودگاه داخل ماشین هم نشست . اما یك مرتبه پیاده شد، به دفتر كارش برگشت و دو نامه را امضاء كرد كه یكی از آنها همین حكم شما بود . ـ آقای حسین زاده بالاخره مسؤولان آستان قدس با آن شتر چه كردند؟ او را به مزرعه نمونه آستان قدس بردند و حدود ده سال همانجا از او نگهداری نمودند . بعد هم قرار شد شتر را به طبس ببرند و آنقدر مواظبتش كنند تا به مرگ طبیعی بمیرد. ولی چنان این موضوع روی مردم اثر گذاشت كه حتی درباره آن شتر، شعرا از جمله دكتر قاسم رسا و همچنین مداحان، سرودههای زیبایی خواندند . ـ طی 25 سال خدمتتان آیا تاكنون شاهد كرامات دیگری هم از جانب امام رضا علیه السلام بودهاید؟ بله . البته باید بگویم كه هر چه دارم ، از عنایات آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام است و تا كنون هم هر چیزی از ایشان خواستهام اجابت فرمودهاند. یادم هست یك شب حرم را برای شستشو خلوت كرده بودند . من هم در امر نظافت شركت داشتم پس از اتمام كار هنگامی كه میخواستم از پایین پای حضرت خارج شوم رو به ضریح ایستادم و گفتم : یا امام رضا علیه السلام ! خودت میدانی چقدر آرزوی زیارت قبر جدت حضرت امام حسین علیه السلام را دارم . اكنون كه راه بسته است، خودت راه را باز كن و مرا به آرزویم برسان . بعد هم با همان زبان حال خارج شدم . مدتی گذشت این كه مسابقات كشتی آغاز شد و بنده را هم دعوت كردند تا به عنوان داور حضورداشته باشم . پس از آن هم ابلاغ نمودند كه برای ادامه مسابقات میتوانید از بین دو كشور تركیه و عراق یكی را انتخاب كنید . من هم بدون تامل تركیه را برگزیدم. بعد از گذشت مدت كوتاهی یادم آمد، از امام رضا علیه السلام تقاضای زیارت قبر امام حسین علیه السلام را كردهام . برگشتم و درخواستم را تغییر دادم و گفتم بنویسید من به عراق میروم . بالاخره همان سال موفق شدم به آرزوی دیرینهام برسم و این یكی از بهترین خاطراتم در زمینه برخورداری از عنایات امام رضا علیه السلام بود . ـ آیا تاكنون خودتان هم وسیلهای برای قبول خواستههای زوار شدهاید؟ یك روز برای صرف غذا به مهمانخانه حضرت رفتم . پیش از خوردن غذا، فكر كردم بهتر است امروز غذایم را به یكی از زوار بدهم . بنابراین آن را برداشتم و از مهمانخانه خارج شدم . از زائران زیادی گذشتم و وارد صحن آزادی شدم . كنار یكی از غرفهها چشمم به مرد جوانی افتاد كه همسر و فرزندش را همراهی میكرد. جلو رفتم و پس از عرض سلام غذای حضرت را به عنوان تبرك به آنها دادم مرد جوان با تعجب پرسید: حاج آقا! چرا این غذا را به من میدهی؟ گفتم: مگر اشكالی دارد؟ این غذای متبرك حضرت است و من هم نیت كردهام امروز خوراك خودم را به یك زائر بدهم . مرد گفت: پس بگذارید جریانی را برای شما تعریف كنم . سالهاست به مشهد مقدس مشرف میشوم و شاهد پذیرایی هزاران زائر در مهمانسرای حضرت هستم . اما متاسفانه تاكنون قسمت خودم و خانوادهام نشده است . به همین خاطر قبل از آمدن شما رو به امام هشتم علیه السلام گفتم: یا امام رضا علیه السلام خودت میدانی سالهاست آرزوی صرف یك لقمه از غذای متبرك شما را دارم . دوست داشتم قدری از این غذا نصیب من و خانوادهام میشد. ولی توفیق حاصل نمیشود . هنوز چند دقیقه بیشتر از تقاضایم نگذشته بود كه شما با این غذا نزد ما آمدید . به همین خاطر از كارتان تعجب كردم . حالا هم واقعا از امام رضا علیه السلام متشكر هستم . از شنیدن حرفهای آن زائر منقلب شدم . رو به امام رئوف ایستادم و او را سپاس گفتم كه مرا وسیلهای جهت رفع حاجت یكی از زوارش قرار داد . - آقای حسین زاده با توجه به این كه عده زیادی از مومنان آرزوی خدمتگزاری حضرت را دارند، شما برای كسانی كه توفیق این خدمت را پیدا میكنند چه توصیهای دارید؟ خیلیها قدر این عمل خود را نمیدانند و بر آن به عنوان انجام یك تكلیف نگاه میكنند و از معنویت آن زیاد بهرهمند نمیشوند . در حالی كه بعضیها از تهران میآیند و علاوه بر خدمت، از این مكان مقدس بهرهبرداری معنوی هم میكنند. بنده معتقدم كسی كه به اینجا میآید . باید در درجه اول عاشق این مكان باشد و با امام هشتم علیه السلام ارتباط قلبی برقرار سازد و از ته دل برای آقا كار كند . در ادامه این مطلب سروده دكتر قاسم رسا را درباره شتر پناهنده میآوریم . ساربانی اشتری را صبحگاه بهر كشتن برد در كشتارگاه استر از مسلخ چو آهو میگریخت تا برد بر ضامن آهو پناه شد هراسان وارد صحن عتیق ملتجی بر دادرس شد دادخواه زد چو زانوی ادب را بر زمین شه بر او افكند از رحمت نگاه لطف سلطان بین كه تا پایان عمر میچرد در سایه الطاف شاد باز كن چشم یقین ای كوردل كز یقین آیی برون از اشتباه هر كه را نور ولایت در دل است برد سوی كعبه، مقصود راه كمتر از حیوان نئی ای دردمند آنچه میخواهی از این درگه بخواه كعبه دلها بود شمس الشموس خیره از نور جمالش مهر و ماه بر فرازد چون رضا (ع) سر از شرف هر كه سایه جبه بر این بارگاه |
راهاندازی گشت ارشاد در نیویورک
به گزارش خبرنگار مشرق، پلیس شهر نیویورک که چندیست مسلمانان، مراکشیها، و تظاهرکنندگان را مورد هدف خود قرار داده است، این بار دست به کنترل طیف گستردهتری از شهروندان این شهر یعنی زنان زده است.
روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد که در واکنش به یک سری تجاوزهای اخیر در پارک اسلوپ شهر نیویورک در مجاورت بروکلین، افسران پلیس مستقر در این محل، زنانی را که احساس میکنند وضعیت پوشش نامناسبی دارند متوقف ساخته و به آنها تذکرات لازم برای تغییر در نوع لباسشان را میدهد.
یکی از زنان رهگذر در مصاحبه با وال استریت گفت: «او [پلیس] به لباس من اشاره کرد و گفت: آیا فکر نمیکنی که دامنت کمی کوتاهه؟ او همچنین به لباسهای زنان دیگر اشاره کرده و گفت که آنها بخش زیادی از بدن خود را عریان گذاشتهاند.»
این زن افزود که پلیس به وی گفته است که این نوع پوشش وی سبب میشود تا تجاوزکنندگان بتوانند به راحتی وی را هدف قرار داده و مورد اذیت و آزار قرار دهند. این نوع عملکرد نیروهای پلیس شهر نیویورک در واکنش به ده تجاوز جنسی است که از ماه مارس امسال تاکنون رخ داده است.
رییس پلیس شهر نیویورک پائل براون در ایمیلی به روزنامه وال استریت گفت: «این پلیس نیست که به زنان میگوید چه چیزی را نپوشند... بلکه تنها به آنها خاطر نشان میکند که در بخش عمدهای از این تجاوزها، افراد متجاوز به زنانی حمله کردهاند که دامنهای کوتاه و لباس نامناسب به تن داشتهاند».
جسیکا سیلک عضو سیف اسلوپ، گروهی که در اعتراض به این تجاوزها شکل گرفته است، میگوید که چنین تعاملاتی بین پلیس و شهروندان «کاملاً نامناسب» است.
وی میافزاید: «متأسفانه این کار میتواند تبدیل به تعاملی متداول بین زنانی شود که مورد حمله قرار گرفتهاند، اما پیام آن نباید این باشد که شما نباید دامن بپوشید. بلکه پیام این کار باید این باشد که راههایی وجود دارد که شما میتوانید به وسیله آنها از خودتان محافظت کنید».
پیامد نارکوتروریسم آمریکا در افغانستان؛ 123000.000.000مترمربع زمین زیر کشت خشخاش+تصاویر
به گزارش خبرنگار مشرق، کشت مواد مخدر درافغانستان علاوه بر درآمدهای مالی آمریکا برای تامین مالی اهداف سازمان های تروریستی تحت تربیت و مدیریت آمریکا، به ادامۀ جنگ و تقویت مخالفان مسلح دولت افغانستان و بی ثبات سازی این کشور و سایر کشورهای هدف منجر می گردد. تا آنجا که آمریکا با حضور نیروهای نظامی خود در افغانستان، کشت مواد مخدر را در آنجا به 40 برابر طی این سالها افزایش داده است.
بنابر گزارش وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان، در حال حاضر ۸۵ درصد مواد مخدر جهان را تولید می کند.
این وزارت هشدارمی دهد که اگرجامعۀ جهانی درسال ۲۰۱۱ میلادی افغانستان را درکار پیکار با مواد مخدر حمایت جدی نکند افغانستان و کشورهای منطقه و جهان با دشواری های زیادی رو به رو خواهند شد. و این در حالی است که جامعه جهانی و سازمان ملل کمکی برای پایان بخشیددن به این حجم از تولید انبوه مواد مخدر نخواهند داشت.
در حال حاضر با نظارت و حمایت اشغالگران در افغانستان، 123 میلیارد متر مربع از اراضی کشاورزی افغانستان زیر کشت مواد مخدر است.
نارکومافیا و نارکوتروریسم
تولید و توزیع و مصرف موادمخدر، به دلیل سود مادی زیاد آن، موجب پیدایش شبکه های مواد مخدر و ظهور پدیده ی «نارکومافیا» در نقاط مختلف جهان شده است. نارکومافیا، با عبور از کارکردهای اجتماعی خود، در حوزه ی سیاسی نیز ابزار دست سرویسهای اطلاعاتی کشورهای قدرتمند شده اند.
تثبیت سه منقطهی جهانی مثلث طلایی مواد مخدر (در جنوب شرق آسیا)، هلال طلایی مواد مخدر (در افغانستان و پاکستان)- و منطقه کلمبیا (در آمریکای لاتین)، به گونهای صورت گرفته است که هر یک از این مناطق، بتواند حوزهی جمعیت دو میلیارد نفر از ساکنان کرهی زمین را پوشش دهد: حوزهی مثلث طلایی برای دومیلیارد نفر در شرق، حوزه ی هلال طلایی برای دومیلیارد نفر در اروپا و غرب آسیا و شمال آفریقا، و تولید مواد مخدر در کلمبیا نیز برای دومیلیارد نفر در قاره ی آمریکا و غرب اروپا و آفریقا.
وقتی سود سرشار مادی و تأثیر عمیق تخریبی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مواد مخدر، با تقسیمات جغرافیایی جهانی مواد مخدر Geo Narco منطبق میشود، می تواند عمق تأثیر امنیتی این پدیده را در نظام بین الملل به نمایش بگذارد و به خوبی ابعاد ضدامنیتی و وحشت افکن و هراس پراکن آن را بنمایاند.
این پدیده چیزی جز "نارکوتروریسم" نیست که البته به همت سرویس های اطلاعاتی آمریکا و متحدان استراتژیک او دنبال می شود.












.


تبلیغ نماد سکس و خشونت آمریکا با پول ایرانی!
ماجرای بازیگران هالیوودی در سینمای ایران اتفاق جدیدی نیست؛ ربطی به تکنیک سینما ندارد و ارتباطی نیز به توانایی های بازیگری پیدا نمی کند. قصه قصه مشروطه و واردات فرهنگی نوگرایی به ایران است. جولی حکم همان پاپیونی را دارد که روشنفکری غرب زده زمانی برای نشان دادن نوگرایی و به عنوان سمبل تعلق به دنیای پیشرفته به گردن می زد در حالی که حتی نمی توانست نام آن را به درستی بر زبان بیاورد.

چنین دعوتی از چنین هنرپیشه ای که در نوع خود و از نظر قابلیت های هنری هنرپیشه ی متوسطی در هالیوود محسوب می شود و سابقه او بیش از هر چیز به حضورش در فیلم هایی با جنبه اروتیک و اکشن باز می گردد، نشانه اوج فهم سینمای ایران از سینمای غرب خصوصا سینمای آمریکا است. این فهم و درک و البته دست پاچگی مسبوق به سابقه نیز هست. کافی است سری به گزارش های سفر هیاتی بزنیم که به اصطلاح سینمای آمریکا را نمایندگی می کردند و چندی پیش به دعوت خانه سینما به ایران آمدند. در میان اعضای این گروه خانمی حضور داشت که سابقه جالبی در سینمای آمریکا دارد و شهرتش جایی برای تبلیغ ندارد. آیا این انتخاب و چینش مفاهیمی در خود دارد و بر اساس برنامه ای خاص رخ می دهد؛ هر چه که بود و در پشت پرده هر چه که گذشته بود، ماجرا همان شد که رخ داد یعنی دست و پاهایی که برای استقبال از این هیات شکسته شد و در نهایت سخنرانی هایی که این هیات در این سفر داشتند و نتایج عظیمی که عاید سینمای ایران پس از این سفر شد. منتهای این مباحث از آنجا که اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه های ایرانی در بعد حافظه تاریخی همواره دچار ضعف و رکود بوده اند چنین تجاربی که ته مایه های تلخی نیز در خود دارند مانند تقلید های عجیب و غریب عصر مشروطه به سرعت از صفحه افکار جمعی پاک می شود تا نوبت به معرکه گردانی جدید تری برسد.

آنجلینا جولی در کنار کاندولیزا رایس و کلینتون
آنجلینا جولی یکی از نمونه های مشهور این داستان است.اگر از کنار اخباری مانند عضویت بازیگرانی مانند جولی در سازمان سیا – سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا- بگذریم، به واقعیات تایید شده ای می رسیم که جایی برای شک و شبهه ندارد.

جولی از طرف سازمان ملل به نقاط بحران زده سفر میکند
فقره دیگر از بحث به سفرهای نمادین آنجلینا جولی به نقاط مختلف جهان مربوط می شود. جولی معمولا به نقاط مختلف جهان که اکثرا بحران زده هستند سفر می کند و این سفرها به معنای سفر فرشته نجات آمریکا به جهنم و نجات انسان ها بوده است.

نمایی از فیلم "سالت" این فیلم نیز اثری تبلیغاتی برای سازمان جاسوسی آمریکا است
جولی با وجود اینکه هنرپیشه متوسطی است اما به یکی از سمبل های زندگی آمریکایی تبدیل شده است. او نمونه زن آمریکایی است، چه از جهت جنسی، چه هوش،تهور و در عین حال انسانیت و از خودگذشتگی و تعهد. شخصیتی سرشار از تضاد، تضادی که شاخصه ابرانسان های تبلیغاتی آمریکایی است.
اختلاس از زنا بدتر است!
اگر اتفاقی مانند اختلاس کبیر ما در هر جای دنیا روی میداد ـ در هر حکومت و دولت و کشوری که باشد ـ بهطور طبیعی، شاید منجر به سقوط دولت یا تغییرات گسترده در نظام حاکم میشد و مطبوعات و رسانهها و احزاب رقیب، فشار شدیدی بر مقصران وارد میکردند و آنها را محاکمه میساختند. اما معالأسف و در نهایت خجالت و شرمندگی، وقتی این اتفاق در کشور ما رخ میدهد، نهتنها کسی استعفا نمیدهد و کسی از کار برکنار نمیشود؛ بلکه رییسجمهوری ما ادعا میکند که دولتش پاکترین دولت تاریخ است!
در چنین وضعی اگر کسی بخواهد بهطور جدی اعتراض کند یا سراسیمه به خیابان بیاید، مورد اتهام قرار میگیرد و انواع برچسبها را به او میزنند و او را مخالف نظام و انقلاب و ولایتفقیه و اسلام قلمداد میکنند و قصه او را «براندازی» میخوانند.
اینک تنها محاکمه کردن تعارفآمیز عاملان و واسطهها کافی نیست، بلکه باید روند و مسیری که به اینجا منتهی شده، مورد مطالعه قرار گیرد و فرآیندی که ـ با مجموع سوابق و پیشینهها ـ چنین فرصتی ایجاد کرده، بررسی شود. روی دادن این خیانت و جرم بزرگ، نشان میدهد که اسباب و عوامل و زمینههای وقوع چنین جرمهایی در فضای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ما وجود دارد و همین زمینهها باعث روی دادن موارد متعدد از جرمهای ریز و درشت شده که متأسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفتهاند. حال اگر حیثیت دینی نظام جمهوری اسلامی ایران را در نظر بگیریم و تعالیم اسلامی را مدنظر داشته باشیم، وضعیت وحشتناک است. ما پیروان امامی هستیم که یک کارگزار حکومت خود را فقط بهخاطر حضور در یک مهمانی اشرافی، چنان مورد مؤاخذه کتبی قرار داد که قرنهاست هنوز بدنام مانده و فریاد عدالتخواهی امیر مؤمنان تن و جان تاریخ را قرنهاست که میلرزاند.
سیره و رفتار پیامبر اکرم و اهلبیت (علیهمالسلام) او، در اینگونه امور که پای حق و حقوق مردم در میان میآید، آشکار است و نیاز به تذکر ندارد. من فقط در اینجا از زاویه نگاه یک مبلّغ دین میخواهم یک پرسش مطرح کنم: وقتی ما حکومت و نظام را نهتنها اسلامی میدانیم، بلکه به اشکال مختلف همهچیز را با شعارهای مذهبی و دینی گره زدهایم و از در و دیوار پیام و ادعای دین و مذهب بر سر و روی مردم میباریم و سخنان خود را با نام خدا و دعای «اللهم عجل لولیک الفرج» آغاز میکنیم، با وقوع چنین رخداد شرمآور و موارد مشابه آن آیا جایی برای توقع دینداری از مردم باقی میگذاریم؟
آیا دیگر میتوان به کسی اعتراض کرد که چرا حجاب اسلامی را رعایت نکرده؟ آیا میتوان مچ کسی را گرفت که مثلا ۱۰۰ هزار تومان رشوه گرفته؟ آیا میشود به جوانی ایراد گرفت که نوار فلان خواننده را گوش داده یا فیلم فلان هنرپیشه غربی را تماشا میکند؟ آیا میتوان دیش ماهواره را از پشتبام خانه مردم جمع کرد، چون مثلا خلاف قانون است؟ آیا ضربهای که نه این اتفاق، بلکه موارد بسیار ناچیزتر از این، به عقیده و باور دینی مردم میزند میتوان ارزیابی و محاسبه کرد؟
دین در اساس یعنی قانونمندی و پایبندی به قانون الهی و ما در ترویج دین از مردم میخواهیم حتی «مثقال ذره» را فرونگذارند. رساله توضیحالمسائل مراجع تقلید آکنده از مسائلی است که درباره جزییات و تفاصیلی در حد چند گرم و چند سانتیمتر بحث میکند و حال با اختلاسی مواجه هستیم که تعداد صفرهایش را نمیتوانیم بشماریم. این اختلاس در آن سر دنیا اتفاق نیفتاده که آن را به ضرب و زور استکبار جهانی و توطئه صهیونیستها توجیه کنیم، بلکه با حمایت و زمینهسازی کسانی رخ داده که بالاترین مسئولیتها را در همین نظام اسلامی دارند. دیگر در چنین شرایطی از پایبندی به کدام قانون میتوان سخن راند؟
اگر نظام و حکومت ما دینی نبود، اکنون میشد به بهانههایی موضوع را رفع و رجوع کرد؛ ولی در چنین وضعیتی باید گفت که به تعبیر امام علی (علیهالسلام): «فلو أن امری مسلما مات من بعد هذا أسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا»
«اگر کسی از تأسف و حسرت بمیرد جا دارد و نباید او را ملامت کرد.»
هنوز چندان از ماه رمضان نگذشته که برای کفاره و فطریه با مردم بحث کردهایم که مثلا برای هر نفر ۸۰۰ تومان بپردازند یا ۸۵۰ تومان! یعنی بر سر ۵۰۰ ریال حرف داشتهایم و از آنان خواستهایم به قانون و شرع الهی، در حد چند ریال پایبند باشند و در همینحال میبینند ارقامی با امضا و تأیید برخی جابهجا شده که حتی نمیتوانند حجم و مقدارش را محاسبه کنند.
این رویداد بزرگتر از یک خطای اقتصادی یا حتی جرم سیاسی یا فرهنگی است و جدا معتقدم آثار و عوارض و پیامدهای اعتقادی و دینی فراوان دارد. برخی به آرامش و سادگی میگویند: «چنین اتفاقاتی باعث بیاعتمادی مردم به نظام میشود.» و چنان صحبت میکنند که مثلا درباره یک قاتل بگویی: «باعث آزار مقتول شده است!»
مهمترین معیار و شاخص نظام دینی در مقایسه با مطالبات عمومی کارآمدی است و چنین رویدادهایی موجب تقویت باور و قناعت عمومی به ناکارآمدی نظام و در نتیجه ترویج سکولاریسم خواهد بود. یعنی هرچه در کلاس و بحث نظری و تئوریک رشتهایم که حاکمیت باید دینی باشد، عملا پنبه میکند و عوارض و آسیبهای دینی ماجرا را کسی درمییابد که با مخاطب عمومی و نسل جوان مستقیما سروکار داشته باشد.
یک نکته را هم نباید از نظر دور داشت که سوءاستفاده این جریان از اعتماد رهبری خیانت بزرگی است که ضربههای اساسی به کیان نظام و حیثیت آن میزند و البته بسیار مشکوک است. تنها بررسی همزمانی برخی از اتفاقات در چند سال اخیر شاید کلید گشودن رمزهای بسیاری باشد. رییسجمهوری زمانی با خانهنشینی خود جنجالآفرینی میکند که انقلابهای اسلامی منطقه جهان را به خود مشغول داشته و همین اختلاس کبیر زمانی توجه همه را به خود معطوف میسازد که کنفرانس بیداری اسلامی در تهران میتواند تحولات جدید و تازهای را در معادلات سیاسی جهان رقم بزند.
آیا بحرانآفرینیها و مسألهسازیهایی چنین در زمانیکه آرمانهای بلند امام و انقلاب در حال شکوفایی است و رهبر انقلاب بیش از هر زمان دیگر نیاز بههمراهی و همدلی یاران خود دارد، طبیعی و ساده بهنظر میرسد؟ آیا چنین خیانتهای بزرگی مستقیما به عقیده و باور دینی مردم ضربه نمیزند؟ بهراستی آیا چنین ضربههایی بزرگتر از یک مقاله یا یادداشت ساده مطبوعاتی نیست؟
در شرایطی که بسیاری روزه خود را در همین ماه مبارک رمضان با نان خالی و آب افطار کردهاند و بسیاری از ضرورتهای ابتدایی زندگی محروم هستند سوءاستفادههای کلان چگونه قابلتوجیه است.
وقتی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) درباره تفسیر این حدیث شریف سؤال شد که: «غیبت از زنا بدتر و شدیدتر و خطرناکتر است.» فرمودند: زیرا آن گنهکار روسیاه ممکن است به درگاه خدا توبه کند و آمرزیده شود، اما کسی که غیبت کرده با صاحب حق طرف خواهد بود و غیر از خدا پای دیگران در میان است.
واقعا در این اختلاس و موارد مشابه آن پای چند نفر در میان است. چند هزار نفر، چندصد هزار نفر، چند میلیون نفر؟ آیا کم هستند کسانیکه فقط قطرهای از این دریا میتوانست آنها را از اعتیاد نجات دهد و مسیر زندگیشان را عوض کند؟ آیا کم هستند کسانیکه فقط با ذرهای از اینهمه ممکن بود از فساد و تباهی جدا شوند و زندگی شرافتمندانهای داشته باشند؟ آيا کم هستند دختران و پسرانی که بهخاطر سر سوزنی از این ارقام و مبالغ سالهاست نتوانستهاند به خانه بخت بروند؟ آیا نیست جانبازی که در خودرو شخصی خود کنار خیابان زندگی میکند؟ آیا نیست مرد بزرگوار و محترمی که بهخاطر چندصد هزار تومان به زندان افتاده؟ آیا در پیرامون ما فراوان نیستند از این موارد که همه در آن مبالغ هنگفت سهم و حق دارند؟ و آیا این مجرمان میتوانند از یکایک آنان حلالیت بخواهند و حق آنان را ادا کنند؟
منبع: پنجره
محمدرضا زائری
یکشنبه 12 تیر 1390 صورث نورانی نوشته شده توسط: بسیجی گمنام نوع مطلب :شهدا و دفاع مقدس ، ارسال

به همراه برادر مصطفی موحدی برای کنترل سنگرها و مسیر می رفتیم که دیدم علی آقا هشت نفر از بچه ها را دور خود جمع کرده و برایشان قرآن می خواند. تا برادر موحدی رفت که تیربار را کار بگذارد، پیش خودم گفتم: به جمع صمیمی بچه ها عرض ادبی بکنم. نرسیده به بچه ها پوست هندوانه بزرگی به زمین افتاده بود. تعجب کردم. چون آن زمان تدارکات به این سادگی ها نبود که بتواند هندوانه به جزیره مجنون بیاورد. سلامی کردم و گفتم: خیر است هندوانه از کجا رسیده است؟ گفتند: از دعای علی آقا به ما رسیده! سوال کردم: یعنی چه؟ تعریف کردند: کلاس قرآن علی آقا که تمام شد، هر کس چیزی هوس کرد. علی آقا گفت در این گرما اگر خدا برساند، فقط یک هندوانه خنک می چسبد.
چند دقیقه ای نگذشته بود که چشم یکی از بچه ها به هندوانه بزرگی در نهر آب افتاد. اول فکر کردیم پوست هندوانه است. اما وقتی با تکه چوب آن را از نهر بیرون آوردیم، دیدیم هندوانه ای به وزن هفت هشت کیلو است. به محض اینکه علی آقا هندوانه را دید، با دست به سرش کوبید و فرار کرد.
علی در آن لحظه و در بین بچه ها شرمنده و سر به پایین نشسته بود. انگار خجالت می کشید به چشم کسی نگاه کند. من آنجا با روح بلند او آشنا شدم و دانستم که روزگاری یکی از مردان نمونه جنگ خواهد شد. شهید علی ماهانی بعدها به لقاء معبودش رسید.
« نظر امام خمینی(ره)درمورد بد حجابی »
اینجانب به زنان توصیه میکنم که رفتار زمان طاغوت را فراموش کنند و ایران عزیز را که متعلق به خودشان و فرزندانشان است به طور شایسته بسازند.))


حال با این بیانات امام عزیز یک نفر به من بگوید این عروسکهای خیمه شب بازی به چه چیزه خود دارند می نازند؟!!!!!! آیا لازمه هنرمند شدن و به اصطلاح روشن فکر شدن نیاز به این لختی بازیها و بزک کاریها دارد؟!!!!!
اگر این خانمها نماد هنر مملکت ما هستند من به عنوان یک ایرانی هنر نمی خواهم .چون این زنان نه تنها خود را عروسک و بازیچه ی غرب کرده اند بلکه تمام خانمهای محجبه مملکت من را نیز زیر سوال برده اند .
زیرا اینها به عنوان نماد و سنبل یک زن ایرانی در غرب دیده میشوند.
و زن ایرانی شامل نوامیس من هم میشود و من حق این را دارم که بگویم نمی خواهم این عروسکهای بزک کرده نماد زنهای ایرانی باشند.
و آبروی زنان مملکت ما را ببرند و به عنوان یک ایرانی حق دارم بگویم برای این انسانهای حیوان صفت .از خزانه جمهوری اسلامی که نماد اسلام ناب محمدی در جهان است استفاده نشود این ثروت را صرف این انسانها نکنند.
یک جورایی به قول راضیه نادران 10 ساله که در پست قبلی در موردش نوشته ام.من فیلم سینمایی و تئاتر و سریال را دوست دارم .اما نه به هر قیمتی!!!
من دین خود ونظام خود را خیلی بیشتر از فیلم هایی که این بازیگرهای مفسد بازی می کنند دوست دارم.و حاضرم تا آخر عمرم فیلم و سریال نبینم ولی حجاب در جامعه اسلامی من زبان زده تمام غربیان باشد نه اینکه با دیدن این بازیگرهای ایرانی.
غربی ها بگویند:بالاخره زنان شرقی هم لخت شدند.
« عشق به حجاب »
نامه ای از فرانسه
فرانسه را به اصطلاح مهد آزادی می دانند.اما به تازگی در این کشور آزاد بسیاری از دختران مسلمان به خاطر حفظ حجاب از مدارس اخراج شده اند.از جمله دخترانی که از مدرسه برای رعایت حجاب خود و خواهر 15 ساله اش اخراج شده اند راضیه نادران-که ده سال دارد-میباشد.وی در نامه چنین می نویسد:
روز ها میگذشت و من به مدرسه می رفتم و هر روز مدیر برای پدرم نامه می فرستاد و از او درخواست می کرد اجازه دهد تا من بی حجاب به مدرسه بروم.
فکر می کردم که من حجابم را به اجبا پدرم رعایت میکنم!
در آخرین نامه ای که در 7نوامبر(16آبان)نوشت گفت:اگر راضیه روسریش را در نیاورد دیگر حق مدرسه آمدن ندارد!
این نامه را صبح به من داده بود و بدازظهر وقتی برای آوردن کتابها و دفترهایم به مدرسه رفتم دیدم مثل فرملنده پادگان با تنی چند از معلمان جلوی در ایستاده بود و به خیال اینکه من می خواهم به کلاس برم با عصبانیت و خشونت گفت:
نه.نه راضیه!
من در آن موقع ناراحت شدم و بغض گلویم را فشار می داد ولی با این حال به او گفتم:
من برای برداشتن کیفم آمده ام!
من از آن روز دیگر به مدرسه نمی روم و در خانه درسهای ایرانیم را ادامه می دهم.اما این برخورد بد و بی ادبانه مدیر را هرگز فراموش نمی کنم.
من تا به حال چند مصاحبه داشتم. در جواب خبرنگار شبکه 3 تلویزیون فرانسه که پرسید آیا به حجابم ادامه میدهم یا نه.
گفتم:حجاب در اسلام از 9 سالگی برای ما دختران واجب است.
من از نه سالگی چادر به سر کردم و تا آخر عمر هم به سر خواهم کرد .
من به دخترهای مسلمان میگویم که از این سر و صداهای فرانسویها سیاستهای ضد اسلامیشان نترسند و به مبارزه خود ادامه دهند که حتما پیروزی از آن ماست.
راضیه نادران.10ساله
از کلرمون فرانسه
درباره مقام معظم رهبري
به گزارش موج چهارم در آخرین شماره ماهنامه امتداد پروندهای درباره مقام معظم رهبري منتشر شده است.
كه
در این پرونده خاطراتی از غلام شاهپسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری
به چاپ رسیده است كه در بخشی از این خاطرات در زير آورده مي شود.
چیزی
که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری میفرمایند: سه چیز را
برای نسل جوان ما خواستهاند. همهتان هم همهجا دیدهاید. در اصل ایشان
ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام میدهند،
برای همه ما خواستهاند که ما هم نشاالله انجام بدهیم.
یک روز آقا بیشر نماز میخواند، یک روز بیشتر قرآن میخواند ...
اگر
یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان
گفتهاند، در آن میبینیم. ایشان حدود یک تا یکونیم ساعت پیش از نماز صبح
بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق میکند،
شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق میکند. یک روز آقا بیشتر نماز
میخوانند، یک روز بیشتر قرآن میخوانند، یک روز بیشتر دعا میخوانند، یک
روز بیشتر ذکر میگویند ...
بعدش نماز صبح را میخوانند، ایشان نماز صبح
را به جماعت میخوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان
است و بیشترینشان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، میآید. ایشان توی
دفتر کارشان نماز میخوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از
پاسدارها و دفتریهایی که آنجا هستند ـ نمازشان را با آقا میخوانند.
ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند
بعد
از نماز صبح، ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند و حداقل بین
چهلوپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت میکنند. این مسیر را حدود نیم
ساعت تا چهلوپنج دقیقه برمیگردند.
بعضی از مواقع کوههایی دورتر هستند
و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و
نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را میآیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان
را انجام میدهند. پای کوه که میرسیم، نماز را آنجا میخوانیم. هنوز
تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا میرویم، هنوز آفتاب نزده
است.
عمامه آقا در كوه، عمامه همیشگیشان نیست
وقتی ایشان برمیگردد
پایین، آدمهایی که نگاه میکنند تعجب میکنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را
میگویم، کوهنوردی که میخواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت
میکند، میبیند مقام معظم رهبری دارد میآید پایین. با خود میگویند:
ایشان کی رفته بالا که الآن دارد میآید پایین؟
آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه همیشگیاش نیست؛ عمامهای باریکتر و کوچکتر است.
بعضی
مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی میپوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما
عکسهای آقا را در کرمان دیدهاید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان
چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم
کرمان سر زد. در زلزلهای که در بم آمده بود، برای جنازهها، حتی خود آقا
نماز خواند.
آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند
آن
سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین میآیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و
آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش میکنند. اصلاً اهل این نیست که وسط
کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول
آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.
پس از ورزششان توی دفتر کار تشریف
میآورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت میرسیم سر کار، بعضی موقعها
هفتونیم میرسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.
از نظر امنیتی ما
نمیتوانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم اینقدر میفهمد که به ما ضربه
بزند. هرجا که کوه و بلندیای هست و توی تهران است، آقا استفاده میکند؛
از بیبی شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوههای سمت شمال تهران؛ توی
ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله
دو سه جای اختصاصی هم داریم، آنجاها هم میرویم.
اذان که بگويند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع میکنند و میگویند اول نماز را بخوانیم
حفاظت
از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچهها این کار را انجام میدهند
برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفتونیم، ایشان در محل
کار حاضر میشوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند میروند منزل و صبحانه را
در منزل با خانواده میخورند و بعد از صبحانه میآیند دفتر، کارشان انجام
میشود.
اگر ملاقات داشته باشند، ملاقات با صبحانه شروع میشود. وقتی
هفت صبح با آقا ملاقات هست، صبحانهشان را هم با آقا میخورند. بعد از
خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته
بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد، آقا قطع
میکنند، میگویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.
بعد از
نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد
جلسه، توی دفتر میل میکنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا
یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده،
بیست قدم است، در منزل غذایشان را میخورند، استراحتشان را میکنند، مجدد
اولین برنامهای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان
میآیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان
توی کتابخانه شخصیشان به مطالعه میپردازند.
هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر میگویند یا قرآن میخوانند
هر
زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر میگوید یا قرآن میخواند. غیرممکن
است لحظهای ایشان غافل باشد. من ندیدم. بهطور نمونه میگویم. توی
تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی میکند، دقت کنید آقا دستشان کنار
لبشان است؛ بهخاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.
آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندند
این
نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بیخیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما
توصیه میکردند و میگفتند: «بچهها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است،
قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن میخواندم.
یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصلهاش نیست، پیر شدهام، از نظر
سنوسال، وضعیت، شغل، گرفتاریهای کاری، این همه مسائل واقعاً نمیتوانم
قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول میکشد من یک دور
قرآن را بخوانم.»
الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن میخوانند. ما اگر
توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر میکنیم اعجاز
کردهایم؛ کلی خدا را مؤاخذه میکنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم
هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم
ندارد. ما نیاز داریم.
همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند
منزل
حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با
ایشان زندگی کردهاند که همه الآن ازدواج کردهاند و رفتهاند؛ هر هشت نفر
این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد
خانواده قاری و حافظ قرآناند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را
شنیده باشید، ولی تشخیص ندادهاید. چون بعضی موقعها رادیو پخش میکند. هر
موقع هم پخش میکند چون خودش هم نمیداند اشتباهاً میگوید مصطفی اسماعیل.
لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش میکند به اسم مصطفی اسماعیل.
تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکي بهتنهايي خطرناک است
اگر
میخواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولیمان نزدیک شویم، دستورات همین
است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو
بالی است که انسان را به همه جا میرساند. یک دانهاش باشد، خطرناک است.
فقط
تهذیب میشود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل میشویم سعید حجاریان، اکبر گنجی،
آقای مهاجرانی. حالا اینها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال
بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات
داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکیاش را هم گرفتیم
باز هم خلاف کردهایم، خطا کردهایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم
است.
اگر میخواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان
همه چیز بهمان داده میشود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان
میدهند.
انتها/
موانع بالا رفتن نماز
1-سبک شمردن نماز
2-بی احترامی به والدین
3- غرور و تکبر
4- شراب و غمار
5- بد اخلاقی با همسر و فرزندان
6- حرام خواری
7- ترک خمس و زکات
روزگـاریست در این کوچه گرفتار توام

روزگـاریست در این کوچه گرفتار توام
با خـبر باش کـه در حسرت دیدار توام
گـفته بودی کـه طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار توام
فضیلت ازدواج
فصل اول: فضیلت ازدواج
1. تاثیر ازدواج
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.
مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.
2. ازدواج در هنگام تنگدستی
قال الامام الصادق علیه السلام:من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبتبه لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند میفرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان میکند.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251
3. ازدواج رحمت است
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده میشود:
1- موقع بارش باران.
2- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش مینگرد.
3- هنگام گشوده شدن در کعبه.
4- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.
بحار الانوار، ج 103، ص 221
4. آفات بی همسری
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:اکثر اهل النار العزاب.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251
فصل دوم: وظیفه توانگران
5. تلاش در ازدواج بی همسران
عن الصادق علیه السلام قال:من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامتخداوند به آنان نظر لطف میکند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 45
6. در سایه عرش
قال موسی بن جعفر علیه السلام:ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:
1-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.
2- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)
3-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 46
7. منظور نظر حق
قال الامام الصادق علیه السلام:اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:
من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:
1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.
2- کسی که غم از دلی برگیرد.
3- کسی که بردهای را آزاد کند.
4- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 46
8. بهترین وساطت
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
از بهترین شفاعتها، شفاعتبین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.
تهذیب، ج 7، ص 405، وسائل الشیعه، ج 20، ص 45
فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج
9. ازدواج با دینداران
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.
از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:
هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار میکند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائیاش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع میکند.
وسائل الشیعه، ج 14، ص 31
10. دیدار قبل از وصلت
عن الصادق علیه السلام قال:لا باس بان ینظر الرجل الی المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 88
11. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج
عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلامعن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن.محمد بن مسلم میگوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:
مردی که میخواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟
امام علیه السلام فرمودند: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی میپردازد.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 88
12. سؤال از اوصاف
قال علی علیه السلام:اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
هر وقتیکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او میپرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254
فصل چهارم: عروس و داماد شایسته
13. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق
قال الامام الرضا علیه السلام:اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و...
امام رضا علیه السلام فرمودند:
هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایتباز دارد و...
میزان الحکمة، ج 4، ص 280
14. داماد هم شان
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.
نهج الفصاحه، ص 37، ح 193
15. عروس شایسته
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلمفرمودند:
پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255
فصل پنجم: انتخاب سرنوشت
16. دقت در انتخاب
قال الامام الصادق علیه السلام:انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان میکنی.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 33
17. وصلت نکردن با خانواده ناشایست
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فی منبت السوء.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
بپرهیزید از سبزههایی که در مزبله میروید. عرض شد: یا رسول الله! سبزههایی که در مزبله میروید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایستبوجود آمده باشد.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 256، مکارم الاخلاق، ص 205
18. ازدواج با دوشیزگان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزی را یاد میگیرند و محبتشان پایدارتر است.
بحار الانوار، ج 103، ص 237
19. رضایت داماد
سئل عن الصادق علیه السلام:انی ارید ان اتزوج امراة و ان ابوی اراد غیرها. قال: تزوج التی هویت ودع التی هوی ابواک.
کسی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:
من میخواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمودند: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کردهاند، رها کن.
تهذیب، الاحکام، ج 7، ص 392
فصل ششم: آداب خواستگاری
20. سهولت خواستگاری
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:ان من یمن المراة تیسیر خطبتها.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
از نشانههای برکت زن آن است که خواستگاریش بی تکلف و آسان انجام گیرد.
کنز العمال، ج 16، ص 322، ح 44721
21. آداب خواستگاری
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:لا یخطب احدکم علی خطبة اخیه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هیچ یک از شما زنی را که دیگری خواستگاری میکند، خواستگاری نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج 2، ص 1034، ح 56
22. خواستگار شرابخوار
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
شرابخوار اگر تقاضای ازدواج کرد قبول نکنید.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 79
فصل هفتم: آداب عروسی
23. مراسم عروسی در شب
قال الامام الرضا علیه السلام:من سنته [رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم]التزویجباللیل، لان الله تعالی جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.
امام رضا علیه السلام فرمودند:
مراسم عروسی در شب، سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 91
24. سور عروسی
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:لا ولیمة الا فی خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
سور و ولیمه در پنج مورد است:
1- عروسی 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263
25. ولیمه در عروسی
قال الامام الصادق علیه السلام:ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه» دختر «حارث» ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.
فروع کافی، ج 5، ص 368.
26. طعام دادن در عروسی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.
فروع کافی، ج 5،ص 367
فصل هشتم: مهریه و جهیزیه
27. برترین زنان امت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:افضل نساء امتی اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.
من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 252
28. کمی مهریه برکت زن
قال الامام الصادق علیه السلام:ان من برکة المراة قلة مهرها.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
از برکات زن کمی مهریه اوست.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254
29. سنگینی مهریه
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.
وسائل الشیعه، ج 15، ص 11
30. جهیزیه بی منت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:لو ان جمیع ما فی الارض من ذهب و فضة حملته المراة الی بیت زوجها ثم ضربت علی راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالی، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الی زوجها.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منتبگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین میرود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.
مکارم الاخلاق، باب 8، ص 202
31. مهریه چیست؟
عن ابی جعفر علیه السلام قال:الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
مهریه همان چیزی است که طرفین بر آن توافق میکنند، کم باشد یا زیاد.
فروع کافی، ج 5، ص 378
32. ندادن مهریه
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.
فروع کافی، ج 5، ص، 383.
فصل نهم: از خانه پدر تا خانه شوهر
33. خانه دوست داشتنی
قال الامام الصادق علیه السلام:ان الله یحب البیت الذی هو العرس.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
خداوند خانهای را که در آن عروسی انجام گرفته، دوست میدارد.
وسائل الشیعه، ج 22، ص 7
34. بیداری در شب عروسی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:لا سهر الا فی ثلاث: متهجد بالقرآن، او فی طلب العلم، او عروس تهدی الی زوجها.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
شب بیداری روا نیست، مگر در سه مورد:
1-تلاوت قرآن.
2-تحصیل علم.
3-بردن عروس به خانه داماد.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 92
35. بدرقه عروس
امر النبی صلی الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فی صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضی الله.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسی حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادی کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایی که خدا بدان راضی نیست، بپرهیزند.
مستدرک الوسائل، ج 14، ص 198
36. زفاف و مهمانی
عن الصادق علیه السلام قال:زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحی.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
مراسم عروسی را در شب و مهمانی را در روز انجام دهید.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 262
37. دعای شب زفاف
قال الصادق علیه السلام:اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم... فان قضیت لی منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
چون همسرت به خانه تو آمد، دستبر پیشانیش بگذار، و رو به قبلهاش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!... اگر از این همسرم، فرزندی برای من تقدیر نمایی، فرزند مبارک و سالم عنایت فرمای.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263
38. هفته عروسی
سئل عن ابی عبدالله علیه السلام فی الرجل یتزوج البکر، قال:یقیم عندها سبعة ایام.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردی که با دختر باکرهای ازدواج میکند، امام علیه السلام فرمودند:
شوهر یک هفته در پیش او باشد.
وسائل الشیعه، ج 21، ص 339
فصل دهم: زن و شوهر خوشبخت
39. آب دادن زن به شوهر
قال الامام الکاظم علیه السلام:ما من امراة تسقی زوجها شربة من ماء الا کان خیرا لها من عبادة سنة.
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
هر زنی که به شوهرش قدری آب آشامیدنی بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 172
40. محبتبه زن
قال الامام الصادق علیه السلام:العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده میشود.
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251
پینوشتها:
1.سوره نور، آیه 32.
منبع:
40حدیث.
دلــــــی را نشکن شاید خانه ی خـــــدا باشد.
کسی را تحقیـــر مکن شاید محبوب خدا باشد.
از کمکی دریـــــغ مکن شاید کلید بهشت باشد.
سر نماز اول وقت حاضر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین . . .
زندگی دنیا شما را به خود گرفت تا انکه به اغوش گورها رفتید
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ
زندگی دنیا شما را به خود گرفت تا انکه به اغوش گورها رفتید

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)
اَلْقَبْرُ یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ بِخَمْسِ کَلِمَاتٍ، اَنَا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ اَنِیساً، وَ أَنَا بَیْتُ الظَّلَمَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ سِرَاجاً اَنَا بَیْتُ التُّرَابِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ فِرَاشاً، اَنَا بَیْتَ الْفَقْرِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ کَنْزاً، وَ اَنَا بَیْتُ الْحَیَّاتِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ تَرْیَاقاً، وَ اَمَّا الْاَنِیسُ فَتِلَاوَه الْقُرْآنِ، اَمَّا السِّرَاجُ فَصَلَوه اللَّیْلِ وَ اَمَّا الْفِرَاشُ فَعَمَلُ الصَّالِحِ وَ اَمَّا الْکَنْزُ فَلَا اِلَهَ اِلَّا الله وَ اَمَّا التَّرْیَاقُ فَالصَّدَقَه
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
قبر هر روز با پنج جمله ندا میدهد :
۱. من خانة تنهایی هستم، پس مونسی برای خود به سوی من بیاورید .
۲. من خانة تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه آورید .
۳. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید .
۴. من خانه فقر و نداری هستم ، پس گنجی همراه بیاورید .
۵. من خانة مارها هستم پس پادزهر با خود حمل کنید .
اما انیس ، تلاوت قرآن میباشد
امّا چراغ قبر پس ان نماز شب است
اما فرش پس ان عمل نیک است
اما گنج عالم قبر کلمه توحید لا اِله اِلّا الله است
و اما پادزهر آن صدقات است
منبع این حدیث شریف کتاب الدعوات مرحوم قطب الدین الراوندى است که ان جناب را بعد صد ها سال از قبر خود سالم یافتند
دانلود مداحیهای هیات جنت المهدی(عج)

روز و شب دارم دعا... شور فارسی
سینه زنی واحد حضرت علی اصغر(ع)... ترکی
من آتش عشقه پروانیم نیلوم.. واحد ترکی
کربلایی عباس احمدی... عادت به روضه کردیم .. مناجات
کربلایی اصلان دویران ... باز ارباب واحد فارسی
کربلایی اصلان دویران.. واحد فارسی
کربلایی اصلان دویران ... شور فارسی
کربلایی عباس احمدی ... حسینه یرلر آغلاری
شعر بی نقطه از حاج ولی الله کلامی زنجان در مدح علی(ع)
در مکه هَلا حکم اله احد آمد کامال و مراد همه والا ولد آمد
در طارم اعلا ملک سدره صلا داد مولود حرم رهرو راه احد آمد
مرد عمل و محرم اسرار دل ما در معرکه کرار و احد را اسد آمد
معصوم دوم و اول امام همه عالم معموره اسلام و ولا را عَمَد آمد
گردد دگر اعدا همه آواره و رسوا گاه عدم ملحد و حرص و حسد آمد
در طور ولا کرد طلوع ماه دل آرا ماه آمده و اهل حسد را رمد آمد
صدر الامم و مالک ملک ورع و داد سالک که هماره ، ره داور رود آمد
او صالح و او مصلح و او حاکم عادل او آمد و در مهلکه حکام دد آمد
مهر سحر و ماه مسا صحر محمد در حال دعا حامد حمد صمد آمد
او محور ملک دل و دل در گرو مهر گمره دل اعدا که در او مهر رد آمد
در عرصه علمدار رسول الله اکرم او مردم ما را کمک آمد مدد آمد
دل کرده مرور اسم ورا در همه اعداد ده اسم مطهر، که صد و ده عدد آمد
علامه دهر اسوه احرار موحد روح الله عصر او که مرادم دهد آمد
در کل امور آمر و هم مسلک طاها او گوهر دل را محک و حصر و حد آمد
در هر دو سرا او همه را سرور و سالار سر کرده که در سلسله محکم مسد آمد
دل داده ام او را که رسد در دم مرگم امداد گر و همدم ما در لحد آمد
مداحم و مولا صله ام داده و هر دم گل کرده «کلامم» ره دل در صدد آمد
ذاکر اهلبیت عباس احمدی
تحلیلی بر عملیات فریب بی بی سی به بهانه پخش یک مستند درباره رهبر معظم انقلاب

خط و نشان فريب
" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ"
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.
امروز با گسترش روز افزون وسایل ارتباط جمعی از جمله اینترنت و ماهواره، مرزهای جغرافیایی دیگر ماهیت و بازدارندگی تقريبي گذشته خود را از دست دادهاند و معادلات گذشته براي نفوذ در ميان ملتها و افكار عمومي تا حدود زيادي تغيير كرده است؛ به گونهای که کشورها برای تحمیل خواسته و اراده خود به جای بکارگیری مستقیم از زور و جنگ افزارهای نظامی، توجه خود را به استفاده از جنگ نرم و عملیات روانی جلب کردهاند تا با استفاده از طرق مسالمت آمیز و با بکارگیری شیوههای نوین مداخله در امور داخلی یکدیگر، بنتوانند به خواستههای خود فائق آیند.
عمليات روانی به عنوان یکي از مصداقهاي جنگ نرم، به معناي استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه با هدف تأثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بيطرف و يا گروه دوست صورت میگیرد. در اين بين، رسانه به عنوان يکي از مهمترين ابزارها تأثيرگذار بر روند جامعه و افكار عمومي، در جنگ رواني مورد استفاده حكومتها و گروههاي ذينفوذ قرار ميگيرد.
رسانه دولتي بيبيسي انگليس نيز به عنوان يكي از مهمترين ابزار عمليات رواني در جهت پيش برد اهداف بريتانيا و غرب مورد استفاده قرار ميگيرد. اين رسانه با پخش اخبار، مستندات، گفتگوها و برنامههاي متنوع به زبانهاي مختلف نقش قابل توجهي در جهت عمليات رواني و همچنين خطدهي و تأثيرگذاري بر افكار عمومي آن هم بر اساس اهداف غرب دارد.
اشاره به اين واقعيت كه حكومت بريتانيا از بدو ورودش به سرزمين ايران هيچگاه به دنبال پيشرفت و آباداني ايران نبوده با توجه به اسناد و مدارك موجود درباره استعمار بريتانيا، واقعيتي است كه انكارش سختتر از اثبات آن است.
گرفتن امتيازهاي ريز و درشت اقتصادي، ايجاد قحطي در ايران بواسطه سياستهاي اقتصادي و سياسي، قبل و بعد از جنگ جهاني، تاراج ميراث فرهنگي، جدا كردن بخشهايي از خاك كشور به طور مستقيم چون بحرين و هرات و حمايت از دو كودتاي ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲ كه موجب برپايي نظامهاي ديكتاتوري و سركوب مردم شد، نمونهاي از اقدامات استعماري بريتانيا عليه سرزمين ايران بوده است.
به تبع اين استعمار بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و احساس خطر از صدور فرهنگي انقلاب به خارج از مرزهاي ايران، بيش از پيش به دنبال ضربه زدن به اين انقلاب بوده است.
در همين راستا، جديدترين اقدام انگليس در جهت جنگ نرم و عمليات رواني بر روي افكار عمومي ايران، با ايجاد شبكه بيبيسي فارسي در زمان قابل توجهي قبل از انتخابات دهم رياست جمهوري كليد خورد.
اين شبكه از آغاز شروع به كارش تا به حال با تكنيكهاي مختلف عمليات رواني مانند شايعه، تحريف واقعيات و جعل تاريخ، اغراق و مبالغه، تفرقه اندازي و فريب، همواره به دنبال ضربه زدن به ميراث مهم انقلاب اسلامي يعني ولايت فقيه، نااميد كردن مردم از انقلاب و خدشه وارد كردن به اعتماد بدنه مردمي انقلاب به نظام جمهوري اسلامي بوده بوده است.
از سوي ديگر، یکی از شگردهای معمول و مصرح در عملیات روانی، بی اعتبار کردن رهبران حکومت های مخالف انگلیس و غرب است.
در همین راستا شبکه بيبيسي فارسی در تاریخ 26 شهریور 90 اقدام به پخش مستندی با عنوان "خط و نشان رهبر" به تهیه کنندگی و روایت گری "بزرگمهر شرف الدین" کرد. بنابر ادعای بيبيسي این مستند درباره چگونگی رهبر شدن حضرت آیتالله خامنهای است.
مستند با به تصویر کشیدن جمعی از معترضین به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران شروع می شود.
عدم بی طرفی مستند از همان ابتدا با جمله گوینده آغاز میشود؛ «میلیون ها نفر در خیابانهای تهران یک چیز می-خواهند؛ یک نفر چیز دیگری میخواهد».
واژه "خیابانهای" تهران با توجه به حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری به نظر واژه اغراق آميزي جلوه می کند.
تنها جمعی از رأی دهندگان تهرانی به نتایج انتخابات معترض بودند و خیابان انقلاب در 25 خرداد 88 محل اجتماع معترضين بود و مردم در دیگر نقاط شهر به زندگی عادی خود مشغول بودند و خبری از شلوغ بودن دیگر خیابانهای تهران در آن روز گزارش نشده است.
بيبيسي بلافلاصله بعد از جمله "یک نفر چیزی دیگری میخواهد"، تصویر مقام معظم رهبری را نشان میدهد که در خطبه روز 29 خرداد 88، لشگرکشی خیابانی را برای نشان دادن اعتراض از سوی هر گروه و جناحی محکوم میکند.
راوی بعد از پخش قسمتی از فرمایشات معظمله در خطبه 29 خرداد میگوید: "خط و نشان آیتالله خامنه ای برای مخالفانش"، گویی معترضین به نتایج انتخابات، معترض به مقام معظم رهبری بوده اند حال آنکه معترضین به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند و نه به مقام معظم رهبري.
در ادامه مستند، راوی به به صورت کلی هدف از این مستند را معرفی می کند؛ «علی خامنه ای چگونه رهبر ایران شد و چگونه رقیبانش را از راه برداشت».
بيبيسي در این جمله، رسیدن به مقام ولایت را به عنوان مسابقه قدرت میان مسئولان نظام معرفی می کند و با نادیده گرفتن نقش خبرگان رهبری در انتخاب شخص اصلح برای مقام ولایت، مقام معظم رهبری را به عنوان شخصی نشان می دهد که از ابتدا به دنبال رسیدن به قدرت و حکومت بوده است؛ بيبيسي فارسی همچنین از واژه "رقیبانش" استفاده می کند و تا انتهای مستند هیچ حرفی از معرفی این رقیبان توهمی به میان نمی آورد.
در ادامه مستند خط و نشان رهبر، در کنار توضیحات گوینده از خاطرات و نظرات شخصی افرادی استفاده می شود که یا از نظر سابقه افراد معلوم الحالی هستند و یا هیچ منبعی برای اثبات ادعاهای آنها وجود ندارد و تنها نظرات و استنباطهای شخصی خود را ارائه می کنند.
راوی در معرفی مقام معظم رهبری به ویژگی هایی از خانواده و شخص ایشان اشاره می کند که نیاز به توضیحاتی پیرامون این ویژگی های نادرست است.
*سيد جواد خامنهاي مبارزه سياسي زمان رضا شاهوی پدر مقام معظم رهبری را شخصی گوشه گیر و جدا از مسائل سیاسی قلمداد می کند و حتی برقراری ارتباط میان مقام معظم رهبری در همان دوران جوانی با رجال سیاسی را بر خلاف خواسته پدرش توصيف ميكند. حال آن که بنا بر اسناد آیت الله سید جواد خامنه ای ابوي مقام معظم رهبري، از خانواده ای عالم و مجتهد بوده است و همواره با سیاست های دیکتاتوری رضاشاه مخالف بوده و مبارزه می کرده است.
مقام معظم رهبری در توصیف ایشان می فرمایند : " پدرم با هر کاری که رضا خان پهلوی کرده بود، مخالف بود؛ از جمله اتحاد و شکل از لحاظ لباس و دوست نمی داشت همان لباسی را که رضا خان به زور می گوید، بپوشد. "
راوی همچنین مقام معظم رهبری را شیفته موسیقی معرفی میکند و برقراري ارتباط معظمله با شعرا را نيز ،به عنوان مخالفت پدرش با وی می داند.
اینکه مقام معظم رهبری با موسیقی آشنایی کاملی دارد و حتی این آشنایی سبب ورود درس خارج معظم له در موضوع موسیقی بوده است جای هیچ تردیدی نیست و نیاز به اثبات ندارد، اما آشنا بودن با موسیقی لزوما به معنای شیفته موسیقی بودن نیست؛ خصوصا با در نظر گرفتن اين نکته که موسيقي از نظر همه مراجع شيعي به دو دسته حرام و حلال تقسيم ميشود و به طور قطع همه انواع موسيقي در اسلام تحريم نشده است.
از سوي ديگر به طور قطع برخي از موسيقيها در اسلام حرام شده است و فتواي رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در اين باره به همين صورت بوده است. بنابراين نه حلال دانستن موسيقي و يا آشنايي با آن به عنوان يک علم (که در علوم قديم و علوم اسلامي در بخشي از رياضيات طبقه بندي ميشده است) امر غريب و خلاف شرعي است و نه حرام دانستن برخي از انواع موسيقي از سوي مقام معظم رهبري، امري است که قابل انکار باشد.
لكن، استفاده کلی از عبارت "شیفته موسیقی" با توجه به فرمایشان مقام معظم رهبری درباره انواع موسیقی قابل بررسی بیشتر است تا معنای موسیقی از نظر ایشان به روشنی تبیین شود.
در ادامه با شخصی به نام محمود مرادخانی مصاحبه می شود، وی فرزند شیخ علی تهرانی و خواهرزاده مقام معظم رهبری است.
علی مراد خانی ارنگه معروف به «شیخ علی تهرانی» متولد ۱۳۰۹ از مبارزانی است که در پیش از انقلاب از مجاهدین خلق حمایت کرده و پس از پیروزی انقلاب به انتقاد علنی از سیاستهای نظام جمهوری اسلامی میپرداخت و در کلاسهای درس، از مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی بدگویی میکرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ریاست دادگاه انقلاب مشهد و مدتی هم ریاست دادگاه انقلاب اهواز به شیخ علی تهرانی سپرده شد و وی به محاکمه بازماندگان رژیم پهلوی مشغول گشت.
شیخ علی تهرانی به دنبال فرار بنیصدر از ایران و پس از استقرار مجاهدین خلق در عراق، در فروردین ۱۳۶۳ ، مخفیانه به عراق گریخت و در آنجا برای سالهای طولانی در رادیو فارسی زبان بغداد مشغول به تبلیغات برضد جمهوری اسلامی بود. رژیم صدام با پخش سخنان شیخ علی تهرانی که بر علیه امام خمینی و جمهوری اسلامی بود، برای شکنجه روحی اسرای ایرانی در بند استفاده میکرد.
شیخ علی تهرانی پس از یک دهه، بالاخره سالها پس از پایان جنگ و در سال ۱۳۷۴ خود را در یکی از پاسگاههای مرزی تسلیم نمود و نیروهای جمهوری اسلامی وی را به تهران منتقل کردند. در آن زمان اعلام شد که او به علت سالخوردگی، وضع جسمانی مناسبی ندارد و از نظر روحی و روانی نیز از تعادل برخوردار نیست.
بيبيسي در مصاحبه با فرزند شيخ علي تهراني به دنبال معرفي مقام معظم رهبري از زبان شخصي است كه به تبعيت از پدر، بدون هيچگونه استناد قابل قبولي به سران نظام جمهوري اسلامي توهين ميكند.
مرادخاني در معرفی معظم له می گوید: "علی خامنه ای در مشهد مسجد کرامت را اداره می کرد، جلسه قرآن داشت"؛ تا اینجا ایرادی به این معرفی وجود ندارد.
راوی بعد از این معرفی مرادخانی مبنی بر اینکه در این جلسات بیشتر از قشر دانشجو شرکت می کرده است و با ارائه سندی از ساواک مبنی بر مشکوک شدن ساواک به این جلسات و افراد دعوت شده، می گوید: "بهای این فعالیت ها شش بار زندان است."
باید توجه داشته باشیم که با توجه به توصيف بزرگمهر، مقام معظم رهبري براي اولين مرتبه و به دليل فعاليتهايش در مسجد كرامت، توسط ساواك دستگير شده است. ( رهبر انقلاب از سال1350 تا 1353 در مسجد کرامت تدریس دروس اسلامی داشتند.
در ادامه راوی می گوید: "با سرنگونی شاه و پیروزی انقلاب، خامنه ای به تهران می رود"، بازهم به این اظهار نظر از نظر اسناد تاريخي نادرست است و نشان از عدم آگاهی كارشناسان بيبيسي و این مجموعه به ظاهر مستند نسبت به تاریخ معاصر ایران بوده و يا شاید هم بيبيسي به دنبال تحريف تاريخ است.
برای تبیین بیشتر و برای ادامه نقد، نیاز به توضیحی اجمالی درباره تشکیل شورای انقلاب است.
شورای انقلاب به فرمان امام خمینی (ره) در فرانسه و با فرمان دادن به شهید مطهری تشکیل شد ؛ یعنی شورای انقلاب قبل از ورود امام به ایران و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی تشکیل شده است و امام در فرانسه فرمان تشکیل این شورا را صادر کردند و مقام معظم رهبری یکی از افرادی بودند که توسط امام خمینی (ره) برای این شورا انتخاب شده بودند و بعد از اطلاع از فرمان امام خمینی (ره) توسط شهید مطهری به ایشان و قبل از پيروزي انقلاب، به تهران مراجعت کردند.
گوینده در ادامه معرفی مقام معظم رهبری دوستی ایشان با شهید آیت الله بهشتی و حجت الاسلام رفسنجانی را اینگونه توصیف می کند: " دوستی اش با اکبر هاشمی رفسنجانی و آیت الله محمد بهشتی دو چهره کلیدی انقلاب، او را به حلقه آیت الله خمینی نزدیک تر می کند."
کلمات قابل توجهی در این اظهارات وجود دارد، محدود کردن افراد موثر در انقلاب به دو شخصیت هاشمی و بهشتی، از سوی دیگر دوستی مقام معظم رهبري با این دو فرد ذکر شده را عاملی برای نزدیکی مقام معظم رهبری به حلقه آیت الله خمینی معرفی می کند که برای رد کردن این مطلب نیازی به توضیح چندانی نیست، در موضوع تشکیل شورای انقلاب به انتخاب مقام معظم رهبری توسط امام خمینی (ره) اشاره شد و در پیامی دیگر از امام خمینی (ره) آشنایی معظم له با امام خمینی (ره) قبل از انقلاب مشخص می شود.
اینجانب [امام خمینی ره] که از سال های قبل از انقلاب با جنابعالی [آیت الله خامنه ای] ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تا کنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید، می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.
در ادامه ابوالحسن بنی صدر به عنوان یکی از مخالفان حضور مقام معظم رهبری در شورای انقلاب و یکی از اعضای شورای انقلاب معرفی می شود.
ابوالحسن بنی صدر شخصی است که هیچ سابقه مبارزاتی در انقلاب نداشته و با ورود امام از فرانسه همراه هيئت ايراني وارد كشور شده است.
ابولحسن بنی صدر رئیس جمهور مخلوع ایران از جمله کسانی بود که شدیدترین مخالفت ها را با اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام انجام میداد. در همین زمینه مطالعه اسناد به جای مانده از اشغال سفارت آمریکا نشان می دهد که بنی صدر و تعداد زیادی از فعالان به ظاهر انقلابی از ماموران سرویس های جاسوسی غرب بوده و به همین خاطر به مخالفت با اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام می پرداختند.
بنيصدر در ادامه كينه توزي با امام و ياران امام تا حدي پيش ميرود كه مستقيما به امام خميني (ره) اهانت كرده و سبب ايجاد تنش در جامعه ميشود؛ به دنبال مخالف آشكار بنيصدر با ياران انقلاب، سازمان مجاهدين انقلاب نيز در حمايت از بنيصدر شورشهايي در كشور به راه انداخت و غائله (13 اسفند سال 59) در دانشگاه تهران و شعارهاي توهين آميز منافقين و حاميان بنيصدر عليه امام، شهيد بهشتي و ديگر انقلابيون يكي از برجسته ترين تنشهاي ايجاد شده در زمان رياست جمهوري بنيصدر بود؛ سارمان مجاهدين همچنين در (30 خرداد سال60 ) به بهانه رأي مجلس به عدم كفايت بنيصدر، اعلام مبارزه مسلحانه عليه جمهوري اسلامي ميكنند.
بنیصدر در معرفی مقام معظم رهبری و مخالفت با حضور وی در شورای انقلاب می گوید: "در آغاز کارم اغلب نمیدونستند اینها عضو شورای انقلابند، وقتی هم دانستند همه تعجب می کردند، که چی مثلا، آدم هایی که نقششون چی بوده در انقلاب، آقای خامنه ای زندان رفته تبعید رفته، همین".
تأملی کوچک در عبارات بنی صدر به خوبی تکنیک های جنگ روانی بيبيسي را نشان می دهد، این جملات بنی صدر در حالی است که اولا وی، بعد از مقام معظم رهبری و بواسطه تشکیل دولت موقت و به همراه چند نفر دیگرعضو شورای انقلاب شدند.
ثانیا، این ادعای بنی صدر که کسی این افراد را نمی شناخت و همه تعجب می کردند، مبهم است و معلوم نیست منظور وی چیست، ولی به نظر می رسد منظور بنیصدر، اعضای دولت موقت هستند که بعد از پیروزی انقلاب و با تشکیل دولت موقت وارد شورای انقلاب شدند، زیرا مردم ایران از سال ها قبل اعضای اولیه شورای انقلاب را میشناختند ولی شخص معلوم الحالی همچون بنی صدر به دلیل دور بودن از حوادث انقلاب با این اشخاص مطرح و شناخته شده غریبه بوده است.
ثالثا، اینکه کسی اعضای شورای انقلاب را نمی شناخت ادعای خنده داری به نظر می رسد، زیرا اعضای اولیه شورای انقلاب کسانی همچون آیت الله شهید محمد بهشتی، شهید مطهری، حجت الاسلام هاشمی، آیت الله علی خامنه ای وآیت الله طالقانی و... بوده اند.
بني صدر همچنين به راحتي سوابق انقلابي مقام معظم رهبري را ناديه گرفته و ميگويد: آقای خامنه ای زندان رفته تبعید رفته، همین، در حالي كه بني صدر يك روز هم در زندان و يا تبعيد به سر نبرده است.
در ادامه مستند خط و نشان رهبر، با به تصوير كشيدن قسمتهايي از حضور رهبر مظم انقلاب در مناطق جنگي و عملياتي، راوي ميگويد: در روزهايي كه نزديكان آيتالله خميني، هر كدام گوشهاي از كشور را در اختيار گرفتن، سهم علي خامنهاي وزارت دفاع شده است".
راوي در اين عبارات چندين ادعا مطرح كرده است هيچ حقيقتي ندارد، اولا ادعاي راوي مبني بر سهم خواهي و به قدرت رسيدن نزديكان امام خميني (ره) در قسمتهاي مختلف كشور؛ تا جايي كه اخبار و اسناد و شنيدهها نشان ميدهد هيچ يك از نزديكان امام خميني (ره) به صورت خاص در مناصب دولتي و نظامي حاضر نشدند و امام نيز به نزديكان خود اجازه ورود به اين مناصب را نميدادند.

در ادامه مصاحبه با ابوالحسن بنيصدر، وي ادعايي ميكند كه از اساس نادرست و كذب است و در تاريخ جنگ چنين اتفاقي نيفتاده است، ( اشاره بنيصدر به كرخه كور.)
در ادامه بيبيسي به كمك بنيصدر آمده و با تحريف منابع و تصاوير تاريخي موضوع ديگري را به مخاطب القا ميكند.
راوي ميگويد: "نمايندههاي حامي ابوالحسن بنيصدر در مجلس درباره تلفات كرخه كور، از علي خامنهاي توضيح ميخواهند، آقاي خامنهاي در پاسخ مديريت رئيس جمهور بر جنگ را زير سؤال ميبرد".
بيبيسي بلافاصله بعد از اين عبارت، صحنهاي را نشان ميدهد كه مقام معظم رهبري در مجلس عليه بنيصدر صحبت ميكند.
با كمي دقت به اين صحنه متوجه ميشويم كه اين فرمايشات مقام معظم رهبري در جلسه رأي عدم كفايت مجلس به بنيصدر در تاريخ 31 خرداد 1360 است و نه در پاسخ به سوال نمايندگان حامي بنيصدر از رهبر معظم انقلاب و اصولا وجود چنين پرسش و پاسخي جعلي است.
راوي با استفاده از سخنان مقام معظم رهبري در همان جلسه 31 خرداد و نشان دادن تصاوير بعدي مجلس عزل بنيصدر ميگويد: "در مجلسي انباشته از اعضاي حزب جمهوري اسلامي، اين حرفها كبريتي است در انبار باروت، استيضاح رئيس جمهور كليد ميخورد، اينجا رأي نمايندگان به عدم كفايت بنيصدر."
بيبيسي درباره عزل بنيصدر هيچ اشارهاي به اختلافات ميان بنيصدر با ديگر مسؤلان و حتي عزل بنيصدر از فرماندهي كل قوا توسط امام خميني در 24 خرداد 1360 ندارد و تنها عامل عزل بنيصدر را فرمايشات مقام معظم رهبري توصيف ميكند، در حالي كه رأي به عدم كفايت بنيصدر بدون هيچ گونه استيضاحي انجام گرفت و اين عدم كفايت 6 روز بعد از عزل بنيصدر از سمت فرماندهي كل قوا توسط امام خميني (ره) بوده است. (بنيصدر رد جلسه مجلس شركت نكرد و عملا استيضاحي صورت نگرفت)
در بخش ديگري از اين مستند، زمان ترور مقام معظم رهبري توسط گروهك منافقين، راوي هيچ اشارهاي به اين گروهك و ماهيت عملياتهاي تروريستي آنها نميكند و راوي تنها از لفظ مخالفين به وضع موجود استفاده ميكند.
در ادامه، راوي به راحتي از كنار بمب گذاري در دفتر حزب جمهوري اسلامي ايران و بمب گذاري در دفتر نخست وزيري و رياست جمهوري عبور ميكند و بدون اشاره به اقدام منافقين عليه مسولان نظام، تنها با افعال مجهول "كشته ميشوند و منفجر ميشود" از اين اقدامات تروريستي و جنايتكارانه ياد ميكند.
راوي در باب رياست جمهوري مقام معظم رهبري به نكتهاي اشاره ميكند كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است، تشريفاتي بودن جايگاه رياست جمهوري نسبت به نخستوزير است.
راوي ميگويد: " اما برخلاف انتظارش جايگاهش تنها تشريفاتي است، حتي اجازه انتخاب نخست وزير خود را هم ندارد و رهبري و مجلس ميرحسين موسوي را به او تحميل ميكنند."
اينكه جايگاه رياست جمهوري نسبت به نخست وزيري در چه سطح و جايگاهي است، موضوعي نبوده است كه نامزد رياست جمهوري به آن توجه نداشته باشد و مقام معظم رهبري نيز به خوبي از اين جايگاه اصلاع داشتند. ( طبق اولين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، رياست جمهوري نسبت به نخست وزيري از جايگاه تشريفاتي برخوردار نبوده است ولي اغلب امور اجرايي كشور توسط نخست وزير مديريت ميشده است).
درباره موضوع تحميلي بودن نخست وزير از طرف مجلس و امام خميني (ره)، تحميلي در دوره اول وجود نداشته و دور اول نخست وزيري ميرحسين موسوي با هماهنگي و رضايت مقام معظم رهبري بود و تنها در دور دوم رياست جمهوري، امام پيشنهاد نخست وزيري ميرحسين موسوي را به ايشان دادند.
بزرگمهر در ادامه روايت خود در مستند خط و نشان رهبري ميگويد: "علي خامنهاي براي برخورد با ناامنيها وزارت اطلاعات را تأسيس ميكند".
ايده تشكيل سازمان اطلاعاتي براي تمركز مسائل اطلاعاتي در كشور از طرف هر شخصي كه بوده است، ايده قابل توجهي است لكن براي تشكيل هر وزارت خانهاي نياز به مقدماتي است كه از توانايي يك شخص خاص براي تشكيل وزارتخانه خارج است، به عبارت ديگر، براي تشكيل يك وزارتخانه، دولت و مجلس ميبايست با يكديگر تعامل داشته باشند و بعد از رسيدگي به موضوع تشكيل وزارتخانه در كميسونهاي تخصصي مجلس شوراي اسلامي، بايد به تصويب نهايي در مجلس برسد تا براي تشكيل به دولت وقت ابلاغ شود.
از سوي ديگر، بزرگمهر تأسيس وزارت اطلاعات را به عنوان حيات خلوت امن براي دولت توصيف ميكند، حال آنكه وزير انتخابي براي وزارت اطلاعات نيز بايد مانند ديگر وزراي انتخاب شده، توسط نخست وزير انتخاب بشود و با نخست وزير ارتباط داشته باشد، پس هيچ حيات خلوتي براي رياست جمهوري نسبت به نخست وزيري وجود ندارد.
شخص
ديگري كه در اين مستند با وي مصاحبه ميشود، "مهدي خلجي" است و بنابر
اظهارات خودش نويسنده و محقق است. خلجي در مصاحبهاش با بيبيسي از نقل
قولها و تحليلهايي استفاده ميكند كه هيچ سندي از اين نقل قولها وجود
ندارد و تنها اظهارات و برداشتهاي شخصي خود را ارائه ميكند.بزرگمهر راوي اين مستند، به اختلاف ميان امام و مقام معظم رهبري اشاره ميكند و ميگويد: در اين سالها درباره ميزان اختيارات دولت و ولي فقيه، با آيتالله خميني اختلاف نظرهايي دارد."
روشن است که هيچ اختلافي ميان امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري در شروط ولايت فقيه وجود ندارد و مقام معظم رهبري در نامهاي كه در تاريخ 21/10/66 به امام خميني ارسال ميكنند ، به عدم اختلاف ميان خود و امام (ره) اشاره ميكنند و امام نيز در پاسخ به نامه ايشان، به صورت مشخص مقام مظم رهبري را توصيف ميكند ، در حالي كه خلجي بدون هيچ استناد قابل قبولي ارسال نامه دوم امام (ره) و توصيفات ايشان درباره مقام معظم رهبري را بر اساس خواسته موسوي اردبيلي و شخص رهبري ميداند كه بر اساس اسناد و مدارك موجود اين اظهار نظر شخصي خلجي به هيچ وجه با واقعيت منطبق نيست.
" برمبنای فقهی حضرت عالی كه این جانب سالها پیش آن را از حضرت عالی آموخته و پذیرفته و براساس آن مشی كرده ام، موارد و احكام مرقومه در نامه حضرتعالی جزو مسلمات است و بنده همه آنها را قبول دارم، مقصود از حدود شرعیه در خطبههای نماز جمعه چیزی است كه در صورت لزوم مشروحا بیان خواهد شد"
در بخش ديگري از مستند، نوبت به انتخاب مقام مظم رهبري در مجلس خبرگان رهبري ميرسد: راوي در كنار پخش قسمتي از مجلس خبرگان رهبري و سخنراني حجتالاسلام هاشمي رفسنجاني، ميگويد:" در مجلس خبرگان رهبري، اكبر هاشمي رفسنجاني نقش اساسي را در رهبر شدن خامنهاي بازي ميكند."
اين استدلال درباره به رهبري رسيدن مقام معظم رهبري توسط حجتالاسلام هاشمي، كاملا با واقعيت و تاريخ معاصر تفاوت دارد؛ صحبتهاي جناب آقاي هاشمي درباره نظر امام خميني (ره) نسبت به مقام معظم رهبري بعد از انتخاب معظمله به عنوان رهبر انقلاب است، يعني اكثريت خبرگان رهبري با انتخاب آيتالله خامنهاي به عنوان رهبر بعدي به اجماع رسيدند و آقاي هاشمي نيز بعد از انتخاب مقام معظم رهبري در تأييد اين انتخاب، خاطره فوق را از امام خميني (ره) نقل ميكنند.
در ادامه مستند، بزرگمهر به دنبال ايجاد شبهه در مسائل فرعي همچون اجبار براي استفاده از لفظ آيتالله براي مقام معظم رهبري و مسائلي از اين قبيل است و براي تأييد استدلال خود، از عرايض شخصي همچون شيخ علي تهراني بهره ميبرد كه داراي سوابق مشخصي است؛ بزرگمهر همچنين شيخ علي تهراني را به عنوان يكي از اساتيد مقام معظم رهبري ميشمارد كه اين حرف نيز همچون ساير استدلالهاي بزرگمهر واژهاي جز دروغ بر آن نهاده نميشود.
بزرگمهر در ادامه حوادث به رهبري رسيدن معظمله، ميگويد: عصر آن روز رسانههاي ايران موظف ميشوند او را آيتالله بخوانند."
تأملي درباره الفاظ به كار رفته در ادبيات حوزوي نشان ميدهد كه فقاهت و مرجعيت تنها دليل براي استفاده از لفظ آيتالله براي اشخاص نيست، به عنوان مثال امام خميني (ره) منتظري را كه از هم نظر فقاهت در بين علماي حوزه مشهور بود و هم داراي شأن مرجعيت، با لفظ حجت الاسلام و يا آقا خطاب ميكردند
حكم به آقاي منتظري براي "تاييد صلاحيت قضات جهت عضويت در شورايعالي قضايي "
خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري - دامت افاضاته
در احراز صلاحيت افرادي كه براي عضويت در شورايعالي قضايي پيشنهاد شدهاند، به هر نحو صلاح ميدانيد اقدام نماييد.
روح الله الموسوي الخميني
بزرگمهر ميگويد: "روحانياني همچون شيخ علي تهران و آيتالله منتظري از استادان پيشين علي خامنهاي، او را فاقد صلاحيت علمي ميدانند و اين انتصاب را ابتذال مرجعيت شيعه ميخوانند."
بزرگمهر به نقل از منتظري انتخاب مقام معظم رهبري را ابتذال مرجعيت شيعه معرفي كرده است، در اينجا ياد آوري نامه منتظري به رهبر معظم انقلاب به عنوان انتخاب ايشان از سوي خبرگان رهبري براي اثبات دروغ بودن و تحريف تاريخ از سوي بيبيسي كمك شاياني ميكند.
متن پیام آقای منتظری جهت عرض تبريك به مقام معظم رهبري:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید علی خامنه ای رهبر منتخب جمهوری اسلامی ایران دامت برکاته
پس از سلام و تحیت و تسلیت به مناسبت ضایعه جبران ناپذیر و مصیبت عظمای عالم اسلام ، ارتحال روح خدا ، پیشوای عالیقدر آزادگان و مستضعفان جهان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قائد عظیم الشأن حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ( قدس سره الشریف ) که به همه جهانیان درس فداکاری و مبارزه و قیام در برابر طاغوت ها و مستکبران را آموخت ، از خداوند قادر متعال مسئلت می نمایم جنابعالی را که فردی لایق و متعهد و دلسوز و در دوران مبارزات و انقلاب تجربه ها آموخته و همواره مورد حمایت رهبر بزرگ انقلاب بوده اید در انجام مسئولیت خطیر رهبری که مجلس خبرگان به جنابعالی محول نموده است یاری نماید....
۲۳/۳/۱۳۶۸
حسینعلی منتظری
همانطور كه ديده ميشود در اين نامه جز تأييد انتخاب شايسته مجلس خبرگان و همچنين تأييد شخصيت مقام معظم رهبري از زبان منتظري، برداشت ديگري نميتوان از آن داشت و هيچ عباراتي همچون ابتذال مرجعيت شيعه در اين پيام رؤيت نميشود.
در كنار اين سند، اشاره به ادعاي شيخ علي تهراني مبني بر فقيه نبودن مقام معظم رهبري نيز قابل توجه است، بنابر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اعضاي خبرگان رهبري ميبايست داراي درجه فقاهت باشند و مقام معظم رهبري در اولين دوره اين مجلس كه در سال 61 تأسيس شد به عنوان يكي از نامزدهاي تهران وارد مجلس خبرگان شده است.
در ادامه مستند، بزرگمهر به عنوان راوي براي معرفي يكي از معتمدين رهبر انقلاب يعني آقاي "مير حجازي" ميگويد: "فردي قدرتمند كه حرفش، حرف رهبر ايران دانسته ميشود".
اين توصيف درباره هر شخصي كه باشد اين ذهنيت را به ذهن متبادر ميكند كه شخصي همچون ميرحجازي به عنوان وزير رهبر معظم انقلاب است كه ميتواند بدون اذن و اجازه رهبري، در امور جاري حكومت دخل و تصرف كند، حال آنكه تمامي معتمدين رهبري بنابر اوامر و فرمايشات معظمله اقدام ميكنند و تحت نظارت رهبري هستند.
از ديگر اظهارات مطرح شده در اين مستند، اشاره به زمان رياست جمهوري جناب آقاي هاشمي رفسنجاني است، بزرگمهر ميگويد: " اولين قرباني اكبر هاشمي رفسنجاني است، دوست ديروز آقاي خامنهاي و رئيس جمهور آن روز، اينبار آيتالله خامنهاي مي خواهد به او ثابت كند كه رياست جمهوري در ايران تنها سمتي تشريفاتي است".
بزرگمهر در اين عبارات ادعا ميكند كه آيتالله خامنهاي به دنبال نشان دادن تشريفاتي بودن جايگاه رياست جمهوري است.
با كمي مطالعه در بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مشخص ميشود كه جايگاهي به عنوان نخستوزيري وجود ندارد و تمامي وظايف نخستوزير منتقل به رئيس جمهور ميشود، يعني ديگر جايگاه رياست جمهوري به مانند دهه شصت، از حداقل مديريت برخوردار نبوده و رئيس جمهور به عنوان رئيس هيئت دولت و قوه مجريه ميبايست نسبت به مسائل اجرايي كشور نظارت داشته و جوابگو باشد.
در ادامه مستند، بزرگمهر در توصیف هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب خاتمی می گوید:" کاندیدای منتسب به آیت الله خامنه ای شکست می خورد، اکبر ناطق نوری، رئیس مجلس وقت."
بی بی سی برای منتسب کردن ناطق نوری به عنوان نامزد مورد نظر رهبری، تیتر روزنامه ابرار مبنی بر حدس آ یت الله مهدوی کنی درباره نظر رهبری به آقای ناطق نوری را نشان می دهد و ناطق نوری را منتسب به رهبر معرفی می کند.
بنابر فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسب های مختلف، کسی از ر ای ایشان اطلاعی ندارد و ایشان نیز به هیچ کس برای رأی دادنبه شخص و یا نامزد خاصی پیشنهاد نمی دهند.
ایشان قبل از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در جمع مردم خراسان رضوی فرمودند: دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانهزنى و شايعه و اينها همیشه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است
البته انتساب شخص یا گروه خاصی به مقام معظم رهبری موضوع تازه ای نیست و جریان ها برای بهره برداری سیاسی و حتی ضربه زدن به نظام همواره به دنبال القای شایعه در میان افکار عمومی هستند و جدیدترین نمونه برای انتساب نامزد خاص به رهبری، در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جهموری اتفاق افتاد و فتنه گران بنابر اعترافات خود، با شايعات و عملياتهاي رواني فراوان آقاي احمدينژاد را نامزد منتسب به رهبر معرفي كردند.
بزرگمهر در سکانس دیگری از این مستند وارد اتهام زنی به مقام عظم رهبری می شود و می گوید: علی خامنه ای که روزگاری همنشین روشنفکران بود، امروز آنها را دشمن خود می بیند مردی که اهل موسیقی بود حتی به سلیقه جوانی خود شک کرده"
در این قسمت دو ادعا مطرح می شود، اول دشمن دانستن روشنفکران توسط رهبر انقلاب و دوم، فاصله گرفتن رهبر انقلاب از سلیقه های جوانی خود.
با کمی جستجو در فرمایشات معظم له از ابتدا تا به حال، هیچ عبارتی دال بر دشمن بودن روشنفکران دیده نمی شود و رهبر هیچگاه روشنفکران را دشمن خود معرفی نکرده است.
فاصله گرفتن رهبر از سلیقه های دوران جوانی خود نیز ادعایی است که بزرگمهر مطرح می کند و با واقعیت امر سازگاری ندارد، با توجه به جلسات برگزار شده میان مقام معظم رهبری و شعرا، به خوبی این واقعیت دریافت می شود که ایشان هنوز به مقوله ادبیات و شعر علاقمند است و مخالفت ایشان با "ترویج موسیقی" و نه موسیقی، به دلیل مسائل فقهی است و نه چیز دیگری.
در قسمت دیگری از این مستند، بزرگمهر به رد صلاحیت نمایندگان دوره هفتم مجلس و ماجرا استعغای نمایندگان اصلاح طلب در مجلس ششم اشاره می کند و می گوید: نماینده هایی که در برابر رهبر مقاومت می کنند، اجازه شرکت در انتخابات بعدی را ندارند."
در اینجا اشاره ای اجمالی به حوادث مجلس ششم خالی از لطف به نظر نمی رسد، ماجرای اصلاح قانون مطبوعات در اوایل مجلس ششم کلید خورد (16/5/79) و حکم حکومتی رهبر انقلاب نبز در همان روز به دست رئیس مجلس رسیده و قرائت شد.
در 31 ارديبهشت ۱۳۸۱، 127 نفر از نمايندگان در نامهای به مقام معظم رهبری، به ایشان پیشنهاد خوردن جام زهر را دادند. اين نامه كه بصورت محرمانه ارسال شده بود، توسط محافل خاص بعد از سه روزعلنی شد.
در پی نظر شورای نگهبان مبنی بر رد صلاحیت تعداد کثیری از نمایندگان دوره ششم مجلس برای دوره بعدی مجلس، نمايندگان رد صلاحيت شده به محض اطلاع از تصميم شوراي نگهبان، در حالي كه راه ها و فرصت هاي قانوني براي بررسي و تجديد نظر همچنان باقي بود، دست به اقدامات غير معقول و خارج از چهارچوب زدند. اين نمايندگان يك روز پس از اعلان نظر شوراي نگهبان در تاريخ 21 دي ماه 1382 با كشاندن اين اعتراضات به فضاي مجلس، در كار قانون گذاري مجلس اخلال كردند و با هدايت فراكسيون اكثريت (جبهه مشاركت)، پس از دقايقي تشنج آفريني در مجلس، اقدام به خروج دسته جمعي از مجلس نمودند.
ماجرای تحصن تعدادی از نمایندگان مجلس دوره ششم، ساعت 4 بعد از ظهر همان روز 21 دی ماه 1382، تحصن در راهروی مجلس آغاز گردید. محمد رضا خاتمی و بهزاد نبوی سخنرانی های آتشینی را ایراد می نمودند که به صورت کاملاً اتفاقی اندکی بعد با پوشش گسترده رسانه های بیگانه نظیر بی بی سی مواجه می شد.
به دنبال تحصن گروهی از اصلاح طلبان مجلس جهت فشار به حاکمیت و شورای نگهبان، بالاخره بعد از اعلام رسمی گزارش شورای نگهبان، پرونده استعفای تعداد قابل توجهی از نمایندگان اصلاح طلب در روز دوازدهم بهمن ماه 1382 تعدادکلید خورد.
حال در مستند فوق تنها شاهد تصاویری از مجلس ششم هستیم و هیچ تاریخ و اطلاعی از حوادث اتفاق افتاده در مجلس ششم به مخاطب ارائه نمی شود، از سوی دیگر، بزرگمهر عنوان می کند: نماینده هایی که در برابر رهبر مقاومت می کنند، اجازه شرکت در انتخابات بعدی را ندارند و بلافاصله تصویر استعفای دسته جمعی نمایندگان متحصن را نشان می دهد که با ارائه اطلاعات اجمالی فوق مشخص می شود که رد صلاحیت نمایندگان مجلس به دلیل ایستادگی برابر نظام نبوده بلکه به دلیل تخلفات گسترده سیاسی در مجلس بوده است.
بزرگمهر در ادامه موضوع استعفای مجلس می گوید: "در بیرون از مجلس انتقاد از رهبر بهای سنگین تری دارد"
شاید جالب ترین قسمت این مستند استفاده جالب و خنده دار بی بی سی از تصاویر غائله 18 تیر 78 است، از سوی دیگر هیچ غائله ای در سال 82 به دلیل بسته شدن روزنامه در کشور وجود ندارد.
اینکه تصاویر پخش شده درباره غائله 18 تیر 78 است، نیاز به اثبات ندارد زیرا در همان صحنه های پخش شده در این مستند تاریخ ضبط فیلم در بالای سمت راست تصویر دقیقا زیر لوگوی بی بی سی وجود دارد "18 تیر 78"، این طنز تصویری بی بی سی یعنی برگشتن از سال 82 و ماجرای استعفا، به تاریخ 78 و ماجرای کوی دانشگاه!!!
یکی دیگر از افرادی که در این مستند با او مصاحبه می شود، سراج الدین میردامادی و پسردایی مقام معظم رهبری و عضو سابق دفتر تجکیم وحدت است، این فرد نیز به خاطراتی از معظم له اشاره می کند که هیچ سندی برای اثبات حرفایش ندارد و صرفا به تحلیل های شخصی خود را به بیننده القا می کند.
میردامادی نیز مانند دشمنان و معاندین نظام جمهوری اسلامی ایران، نیروهای بسیجی را به عنوان نیروهای اکشن فعال خیابانی معرفی می کند.
وی همچنین ادعا می کند که مقام معظم رهبری به میردامادی تأکید می کند که با نیروهای فشار (بسیج و نیروهای مذهبی) نزدیک بشید و رابطه دوستی برقرار کنید البته به زعم میردامادی بسیج به عنوان نیروهای فشار توصیف می-شود.
اینکه میردامادی از سوی مقام معظم رهبری نقل قولی می کند با فرض احتمالی صحت این نقل قول، در هیچ کدام یک از فرمایشات مقام معظم رهبری، بسیج به عنوان نیروی فشار توصیف نشده است و ایشان نیز هیچ گاه در فرمایشاتشان، هیچ گروهی را به دوستی با نیروهای فشار تشویق نکرده است.
بزرگمهر در ادامه تهمت زنی خود به مقام معظم رهبری به دو شخصی اشاره می کند که پشت سر رهبر انقلاب ایستاده اند و می گوید: "دو بازوی مهم رهبر در سال های اخیر (سردار شیرازی و وحید حقانیان) مردانی نه برای برخوردهای مخفیانه و پشت پرده، بلکه برای سرکوب های سریع و قاطع، تیم جدید دفتر رهبری مدیریت سرکوب را به عهده می گیرد."
بزرگمهر در اینجا چندین ادعا را به آسانی و بدون هرگونه سند و مدرک قابل قبولی، به ذهن مخاطب القا می کند.
اشاره وی به دو نفر از نزدیکان رهبر انقلاب و جعل وظیفه برای این دوشخص، یعنی وظیفه سرکوب قاطع و سریع، معلوم نیست که بی بی سی با استناد به کدامین مدرک به این نتیجه و تحلیل رسیده است، از سوی دیگر، با ارائه تصاویری از روز 25 خرداد 88 که به دلیل حمله نیروهای معناد و منافق به سمت یکی از پایگاه های بسیج سبب کشته شدن چند نفر از مردم شد، ادعا می کند که تیم جدید دفتر رهبری مسولیت سرکوب را برعهده گرفته است.
مخاطب اگر اندکی به این جملات دقت کند، متوجه تناقض گویی راوی می شود، راوی در معرفی تک تک نزدیکان رهبر از ابتداي مستند، از آنها به عنوان یاران و دوستان قدیمی رهبر یاد می کند که تا حال با وی همکاری داشته اند و معلوم نیست مراد از تیم جدید رهبری چیست.؟
از سوی دیگر، بی بی سی به صورت کاملا نرم و بدون هیچ گونه استناد قابل قبولی در این فیلم مستند، از وازه سرکوب استفاده می کند و مسولیت سرکوب را بر عهده تیم جدید دفتر رهبری می گذارد
اینکه سوال که بی بی سی چگونه از ابتدای این مستند ادعاهای بسیاری را بدون استناد و مدرک قابل قبولی مطرح می کند، سوالی است که سازندگان این مستند باید به آن جواب بدهند.
حال جای این سوال وجود دارد که بر اساس کدام خبر و یا سند رسمی و حتی غیر رسمی، همان تیم جدید و نا معلوم رهبری عهده دار سرکوب بوده است،.
* جمع بندی بحثبا توجه به استدلالها و نقدهاي وارد شده به اين مستند، حقد و كينه بيبيسي از نظام جمهوري اسلامي ايران به وضوح ديده ميشود و اين دشمني و عناد موضوع تازهاي نيست.
با توجه به اين مسئله كه یکی از شگردهای معمول و مصرح در عملیات روانی، بی اعتبار کردن رهبران حکومت های مخالف انگلیس و غرب است و در اين مستند، از ابتدا تا انتها بيبي سي به دنبال القاي همين دروغ است.
يكي از مواردي كه بي بي سي با تعمد از كنار آن گذشته، حماسه نهم دي است كه مردم در حمايت از مقام ولايت و محكوم كردن سران فتنه و عوامل هاي آنها اقدام به تظاهرات ميليوني در سراسر كشور كردند.
لكن در اين مستند، استفاده نرم و بهره بردن از تمام امكانات در جهت عمليات رواني عليه نظام جمهوري اسلامي و شخص رهبر قابل توجه و تأمل است، شايد مهمترين عاملي كه باعث القا و تأثيرگذاري اين مستند بر مخاطب بشود، استفاده بيبيسي از عدم اگاهي بيننده نسبت به تاريخ معاصر است.
به نظر ميرسد مسؤلين امر در جهت افزايش سطح اگاهي مردم نسبت به تاريخ انقلاب و حوادث اتفاق افتاده در اين 33 سال از عمر انقلاب در رسانه عمومي برنامه ريزي جامعي داشته باشند.
استاد صفائی حائری
کسانی که سر به بالا دارند و حرکتی متعالی را می خواهند، مثل سنگ نیستند تا با هل دادن به جایی برسند؛ چرا که وقتی این نیرو تمام شد، سقوط می کنند؛ که سقوط، یک اصل طبیعی برای سنگ هاست. ولی اگر ریشه ها در انسان جان گرفت، آنچه برای همه غیر طبیعی است، طبیعی ترین خواهد بود که حرکت بر خلافِ جریانِ طبیعیِ سنگ ها، یک اصل طبیعی برای حرکت گیاهان است.
ما باید سر به بالا داشته باشیم، باید حرکت کنیم و از زیر خاک و سنگ بیرون آییم که حرکت، برای آنهایی که ریشه دارند امکان و حتی ضرورت دارد.
منبع: کتاب حرکت؛ استاد صفائی حائری
شمارش معکوس نابودی سفارتخانه های رژیم صهیونیستی
شهید سید مرتضی آوینی
و جهانیان مرده اند ، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟
ویحی الارض بعدموتها ... "

«شهید دکتر مصطفی چمران
« او پیروان خود را رها نکرده به دست هواها نسپرده و مراقب آنهاست و با تمام وجودمی کوشد تا تحولی نفسی را در این امت و در این مردم به وجود بیاورد ... امام زمان (عج) در میان ما حضور دارد و هر عملی را که انجام می دهیم می بیند و می شنود روزی که مردم ما به این اعتقاد برسند و آن را لمس کنند بزرگترین جهش در راه تکامل زندگیشان به وجود می آید و این قدم اصلی برای تسریع در ظهور حجت است .»
شهید دکتر مصطفی چمران

فیسبوک
بر اساس تازهترین گزارش وبسایت اونیون، مارک زوکربرگ ملقب به «ارباب» یکی از عوامل سیا و مدیر «برنامه فیسبوک» سیا معرفی شده است. این گزارش همچنین موید آن است که سازمان جاسوسی آمریکا به خاطر کار فوقالعاده زوکربرگ در پیادهسازی برنامه فیسبوک، به وی مدال تقدیر اعطا کرده است.
حال با توجه به برخی مدارک موجود این سوال پیش میآید که آیا زوکربرگ مؤسس و گرداننده اصلی فیسبوک است یا اشخاص دیگری؟ اگر وی واقعاً پایهگذار فیسبوک است چگونه توانسته است دست به تاسیس چنین شبکه اجتماعی عظیمی آن هم در سطح جهانی بزند؟ و اینکه به طور کلی فیسبوک چیست؟ در زیر جزئیات بیشتری در مورد زوکربرگ، فیسبوک، و نیز چگونگی پیدایش ایده اصلی انجام چنین کاری ارائه میشود.

مشخصات مارک زوکربرگ
مارک زوکربرگ در 14 می 1984 (24 شهریور 1363) در نیویورک به دنیا آمد. هرچند وی در یک خانواده یهودی بزرگ شده است، اما او خود را یک «ملحد» و فردی که به خدا هیچگونه اعتقادی ندارد معرفی میکند. پدر وی شخصی به نام ادوارد است که به او در نوجوانی برنامهنویسی را آموزش داد.

زوکربرگ در دانشگاه هاروارد در رشته علوم رایانهای و روانشناسی مشغول به تحصیل شد. گفته میشود که وی ابتدا در فوریه سال 2004 دست به ساخت فیسبوک در خوابگاه دانشجویی خود زد. این شبکه ابتدا برای استفاده دانشجویان هاروارد به وجود آمد تا آنها بتوانند اطلاعات آموزشی و دانشگاهی را بین خود به اشتراک بگذارند، اما سپس توسط هماتاقیهای وی با دیگر مؤسسات آموزشی آمریکا ارتباط داده شد و در نهایت نیز در سطح شبکه جهانی اینترنت بکار گرفته شد. از این رو، زوکربرگ به عنوان مؤسس وبگاه شبکه اجتماعی فیسبوک شناخته شده است.
وی در سال 2008 تبدیل به جوانترین میلیاردر جهان شد و در حال حاضر مدیر عامل شرکت فیسبوک میباشد. بر اساس گزارش وبگاه فوریس داراییهای وی تا مارس 2011 به 13.5 میلیارد دلار رسیده است. مجله تایم نیز او را در سال 2010 به عنوان شخصیت برتر سال برگزید.

همکاری فیسبوک با سازمان سیا
با توجه به اظهار نظرات کارشناسان آمریکایی و نیز حتی مقامات سازمان جاسوسی آمریکا سیا، بیشک زوکربرگ آلت دست سازمانهای جاسوسی آمریکا قرار گرفته است تا به کمک وی آنها بتوانند دست به ایجاد نرمافزاری برای جمعآوری اطلاعات کاملاً شخصی و خصوصی افراد بزنند.
مؤسس ویکیلیکس جولین آسانژ اخیراً در مصاحبهای با راشاتودی، فیسبوک را «بزرگترین ماشین جاسوسیای که تا کنون اختراع شده است» نامید.
شبکه خبری «فکت زون» نیز به نقل از گزارش وزارت امنیت میهن آمریکا بیان میدارد که فیسبوک تقریباً جایگزین تمامی برنامههای جمعآوری اطلاعات سیا از زمان راهاندازی آن در سال 2004 شده است.
کریستوفر استارتینسکی معاون رییس سیا در این مورد گفته است: «برای سیا این [فیسبوک] کاملاً رویایی بود که به حقیقت پیوست؛ چرا که در آن کاربران نگرشهای مذهبی، سیاسی، شماره تماس، آدرس، اطلاعات شخصی، صدها تصویر از خود، نام دوستان، و حتی جزئیات لحظه به لحظه اقدامات خود را قرار میدهند.»
خود مارک زوکربرگ در مورد فیسبوک این چنین گفته است: «فیسبوک تنها و قدرتمندترین ابزار کنترل جمعیت است که تا کنون اختراع شده است».
به عقیده تحلیلگران آمریکایی، ابزار و امکانات موجود در فیسبوک و فعالیتهای این شبکه اجتماعی در سطح جهانی سبب میشود تا سیا در هزینههای خود بتواند صرفهجویی کند. حتی تقویم و گاهنامه موجود در فیسبوک که کاربران با استفاده از آن به ثبت کارهای آتی خود میپردازند به سیا کمک میکند تا بداند که افراد قصد دارند در چه مکانی و در چه زمانی دست به انجام چه کارهایی بزنند.
همچنین از آنجا که میلیاردها عکس شخصی در این شبکه اجتماعی وجود دارد، اخیراً در آوریل سال 2011 فیسبوک بدون اطلاعرسانی به کاربران خود، ویژگی جدیدی را راهاندازی کرده است، یعنی فناوری و نرمافزار شناسایی و تشخیص چهره افراد.
بر اساس گزارش شبکه خبری «فکت زون»، با توجه به اهمیت ویژه این شبکه اجتماعی برای سازمانهای جاسوسی آمریکا، آنچه در حال حاضر باعث نگرانی سیا میشود این است که مردم دارند کم کم علاقه خود را نسبت به فیسبوک از دست میدهند و به شبکههای اجتماعی دیگری چون «وانبی» ساخت چین، روی میآورند.
گفتنی است که تاکنون بیش از نیم میلیارد نفر اطلاعات شخصی خود را به صورت رایگان در اختیار شرکت فیسبوک قرار دادهاند. 600 میلیون نفر از کاربران این شبکه اجتماعی را مردم کشورهای اروپای غربی تشکیل میدهند.
برخی مفاد استفاده از فیسبوک
نکته جالب دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، مفاد و قوانین استفاده از این شبکه اجتماعی است که اکثر قریب به اتفاق کاربران به هنگام ایجاد حساب کاربری در فیسبوک بدون هیچگونه توجهی با جزئیات آن موافقت میکنند. اگر نگاهی به مفاد استفاده از فیسبوک و اطلاعاتی که شما برای این شبکه ارسال میکنید بیندازید، متوجه میشوید که تمامی حرکات و اعمال شما در محیط مجازی یعنی اینترنت و یا حتی واقعی، تحت کنترل و رصد میباشد.

ترجمه برخی از این مفاد در زیر آورده شده است:
ما همچنین انواع دیگری از اطلاعات را از شما دریافت میکنیم:
· هر بار که شما با فیسبوک تعامل برقرار میکنید اطلاعاتی را نیز درباره شما دریافت میکنیم، اطلاعاتی مانند زمان بازدید شما از پروفایل شخص دیگر، ارسال پیام به کسی، جستجوی برای یافتن دوست یا صفحهای، کلیک بر روی آگهیها، و یا خرید اعتبارهای مالی فیسبوک.
· هنگام ارسال چیزهایی مثل عکس یا فیلم به فیسبوک، ما اطلاعات مازاد مربوطه را نیز دریافت میکنیم، همانند ساعت، تاریخ، و مکانی که شما عکس یا فیلم مورد نظر را ارسال کردهاید.
· ما اطلاعاتی در مورد رایانه، تلفن همراه، یا دیگر وسایل ارتباطی با فیسبوک را دریافت میکنیم. این اطلاعات میتواند شامل آدرس آیپی شما، محل، نوع مرورگر مورد استفاده، یا صفحههای بازدیدشده توسط شما باشد. به عنوان مثال، ما میتوانیم محل جیپیاس شما را تعیین کرده و به شما بگوییم که آیا کسی از دوستان شما در آن حوالی است یا خیر.
· هرگاه شما به بازی، نرمافزار، یا وبگاهی که از پلتفرم فیسبوک استفاده میکند و یا سایتی که دارای ویژگی فیسبوک است (مانند پلاگین اجتماعی) مراجعه کنید، ما نیز اطلاعاتی در مورد آن دریافت میکنیم. این اطلاعات میتواند شامل اطلاعاتی از این جمله باشد: تاریخ و زمان بازدید شما از آن سایت، آدرس آن سایت، یا URLای که در آن قرار دارید، اطلاعات فنی در مورد آیپی آدرس، مرورگر، و سیستم عامل مورد استفاده شما، و در صورتی که در فیسبوک قرار داشته باشید، اطلاعات کاربری شما.
· گاهی اوقات، ما از شرکای تجاری، مصرفکنندگان و دیگر اشخاص ثالث اطلاعاتی را کسب میکنیم که به ما (یا آنها) یاری میکند تا دست به ارسال آگهیها، درک فعالیتهای آنلاین، و بهبود عملکرد فیسبوک بزنیم. به عنوان مثال، ممکن است آگهیدهندهای به ما بگوید که شما چه واکنشی را به آگهی موجود در فیسبوک یا سایت دیگر نشان دادهاید تا ما بتوانیم میزان تأثیرگذاری آن را اندازهگیری کرده و کیفیت آن را بهبود بخشیم.
ما همچنین اطلاعاتی که شما قبلاً در مورد خود و دوستانتان ارائه کردهاید را یکجا جمعآوری میکنیم. برای مثال، ممکن است ما این اطلاعات را کنار هم گذاریم تا معلوم شود که ما باید کدام یک از دوستانتان را در News Feed شما قرار دهیم، و یا اینکه به شما پیشنهاد کنیم که برای تصاویر ارسالی خود چه برچسبی را در نظر بگیرید. ما از طریق جیپیاس اطلاعات شهر کنونی شما و نیز دیگر اطلاعات مکانیتان را که از شما داریم جمعآوری میکنیم تا به عنوان مثال به شما و دوستانتان در مورد افراد یا رویدادهای پیرامونتان اطلاعرسانی کنیم، یا مطالبی را به شما ارائه دهیم که ممکن است شما به آنها علاقه داشته باشید. همچنین به منظور ارائه آگهیهای مناسب شما، اطلاعاتتان را جمعآوری میکنیم.
شکایت از فیسبوک
تاکنون شکایات مختلفی از این شبکه اجتماعی شده است. در یکی از این شکایات، دولت پاکستان به نشانه اعتراض به اقدام یکی از کاربران آلمانی این شبکه در برپایی کمپینی با نام «روز همگانی تصویر کشیدن از محمد» سایت این شبکه را در کشور خود فیلتر کرد. در این کمپین توهینآمیز، مقدسات مسلمانان به سخره گرفته شد و از کاربران فیسبوک خواسته شد تا هر یک از دید خود تصویری برای پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) رسم کنند و آن را به اشتراک بگذارند. شرکتکنندگان در این کمپین، برای پیامبر اسلام تصاویر مختلفی، از اشیا گرفته تا انسان، ترسیم کردند. فیسبوک در پاسخ به این اعتراض، صفحه مربوط به این کمپین را تنها برای کشورها پاکستان و هند فیلتر کرد. در ادامه پس از گسترش اعتراضات مردم مسلمان به این صفحه فیسبوک، این شرکت ظاهرا مجبور شد تا آن را حذف کند.

ایدهپردازان اولیه فیسبوک
البته بر اساس گزارش برنامه «60 دقیقه» شبکه سیبیاس آمریکا، نخستین کسانی که ایده تاسیس چنین شبکهای را دادند دو برادر دوقلو به نامهای تیلر و کامرون ویکلیووس بودند. به گفته آنها، ابتدا قرار بود مارک با آنها در انجام این پروژه همکاری کند، اما در طول کار وی به آنها خیانت کرده و این پروژه را به نام خود به ثبت رساند.
گذشته از اظهارات این دو برادر، آنچه مسلم است این است که حتی مارک زوکربرگ نیز به تنهایی نمیتوانست دست به تاسیس چنین شرکت و شبکهای آن هم در سطح جهانی بزند. هر کشور و حکومتی برای خود یک سری قواعد و قوانین خاصی دارد و اگر سیستم حاکم متوجه شود که شخصی یا گروهی در حال به مخاطره انداختن سیستم و ایجاد مشکلات امنیت ملی برای آن است، به صورت خودکار آن فرد یا شرکت را کنار زده و اجازه نمیدهد تا بتواند رشد کند، مگر اینکه آن فرد و یا گروه خواستهها و نیازهای سیستم را نیز لحاظ کند.
از طرف دیگر، آن چه هم اکنون بر همگان مبرهن است این است که نظام اقتصادی آمریکا بر پایه سرمایهگذاران یهودی برپا گشته و میچرخد. با توجه به این که مارک نیز در خانوادهای یهودی رشد کرده است، بیشک سازمانهای یهودی و نیز دولت آمریکا نیز در تاسیس چنین شبکه اجتماعی عظیمی نقش داشتهاند. با در نظر گرفتن اظهارات مقامات سیا مبنی بر اینکه این سازمان از اطلاعات ارزشمند و بیشماری که کاربران کشورهای مختلف به صورت رایگان در فیسبوک قرار میدهند نهایت استفاده را میبرد، کاملاً مشخص است که دولت و سازمانهای جاسوسی آمریکا در تاسیس، راهاندازی، و مدیریت این شبکه بزرگ اجتماعی نقش بسزایی داشته و دارند.
در نهایت میتوان گفت که هرچند تعامل با افراد آشنا و ناآشنا و اشتراکگذاری اطلاعات خود با آنها میتواند فوایدی هم داشته باشد، اما بیشک سوءاستفادههایی که از این اطلاعات خصوصی میتواند شود نیز بسیار زیاد است. به هر حال، تصمیم نهایی با خود شماست که به عنوان یک کاربر اینترنت به چه شکل و به چه نحوی از شبکههای اجتماعی چون فیسبوک، توییتر، وانبی، گوگل پلاس، مای اسپیس، و غیره استفاده کنید تا از اطلاعاتی که خود شما با دستان خودتان در اختیار دیگران گذاشتهاید سوءاستفاده نشود.
وحید صادقیجو





































این هیت در سال 1383 توسط عاشقان دربار حسینی در شهرستان زنجان تاسیس شد.جلسات هفتگی هیئت روزهای دوشنبه ها از ساعت 21 ...مسجد 14 معصوم اسلام آباد زنجان